تبلیغات
آلاء - معجزه ، کرامت ، کهانت
سه شنبه 20 آذر 1386  06:12 ق.ظ    ویرایش: سه شنبه 20 آذر 1386 11:12 ق.ظ
نوع مطلب: نعمت ولایت ،

لزوم توجه به این بحث در زمان ما :

معجزه ، عمومی ترین راه اثبات صدق ادعای کسی است که مدعی پیامبری یا امامت یا ... است و اما کرامت و خوارق عادات ، با وجودی که فضل ایمانی را برای دارنده آن اثبات نمیکند ، اما باعث گمراهی بسیاری از مردم ما شده که این امر باعث نوشتن این مطلب شد.

تعریف معجزه : در لغت یعنی ناتوان کننده (اسم فاعل) اما در اصطلاح علمای کلام ، به کاری گفته میشود که 7 شرط زیر را داشته باشد :

1. خرق عادت : یعنی فرآیند وقوع آن با نظام عادی جهان همخوانی ندارد.

البته نباید از این نكته غفلت ورزید كه بین «خرق عادت» و «امتناع عقلی» تفاوت است.
می دانیم كه عقل با تأمل در ماهیت برخی از امور، به امتناع آن حكم می كند و وقوع آن را محال می شمارد؛ برای مثال،«اجتماع نقیضین» یا «تقدم وجود معلول بر وجود علت» در نزد عقل محال شمرده می شود.
بسیاری از فیلسوفان و متكلمان بر این اعتقادند كه محالات عقلی از حوزه قدرت الهی بیرون اند ، یعنی اساساً قابلیت وجود یافتن ندارند.
اما حادثه «خارق العاده» حادثه ای است كه، فی حد نفسه، ممكن الوقوع است، اما از طریق اسباب و علل عادی محقق نمی شود.
برای نمونه، عقل هیچ یك از معجزاتی مانند«شكافته شدن دریا» یا «شفا یافتن بیمار» بدون استفاده از دارو یا درمانهای خاص پزشكی یا «دو نیم شدن(انشقاق) ماه» را ممتنع نمی داند،
بلكه این حوادث صرفاً با روال عادی و معمول حوادث طبیعی ناسازگارند و از این رو، تنها باید به خارق العاده بودن آنها گردن نهاد.

2. ادعا : معجزه با ادعای پیامبری ، امامت و ... از سوی شخصی كه آن را اظهار می دارد ، همراه است.
با این ویژگی، كرامات اولیاء از تعریف معجزه خارج می شود.

3. تحدی : مقصود از تحدی آن است كه شخص مدعی ، از طریق اظهار معجزه، مخالفان خود را به مقابله و مبارزه دعوت كند و از آنان بخواهد كه امری همانند با آنچه او آورده است، بیاورند.

به اعتقاد برخی از متكلمان، این شرط شامل دو امر است:
الف) دعوت مخالفان به مبارزه و آوردن مثل آن چیزی كه به عنوان معجزه و برای اثبات صدق مدعای خویش ارائه داده است.
ب) ناتوان ساختن مخالفان از آوردن مثل آنچه كه او آورده است.
به این ترتیب، ویژگی سوم آن چیزی است كه وجه نام گذاری «معجزه» را روشن می سازد.
شایان ذكر است كه تصریح زبانی پیامبر به تحدی ضرورتی ندارد ، بلكه دلالت شواهد و قراین كفایت می كند.

4. مطابقت با قصد و ادعا : معجزه باید با قصد و ادعای شخصی كه مدعی آوردن معجزه است، هماهنگ باشد.

مثلا مسیلمه در زمان نبی اکرم ادعای پیامبری کرد ، به او گفته شد : محمد صلی الله علیه و آله ، فردی را که یک چشمش کور بود دعا فرمودند سالم شد و آب دهان در چاه کم آب انداختند و پر آب شد ، تو هم که مدعی پیامبری هستی چنین کن ، برای اعور (یک چشم)ی دعا کرد ، کور شد! و آب دهان در چاه کم آبی انداخت خشک شد!
هر چند در اینجا نیز خرق عادت شد اما مطابق با ادعا (ی من هم شفا میدهم) نبود.

5. قابل تعلیم و تعلم نباشد : معجزه كاری است كه قدرت انجام آن از طریق آموختن (تعلیم و تعلم) و تمرین حاصل نمی شود، برخلاف اموری مانند سحر و جادو و و کارهای مرتبط با علوم غریبه و تسخیر جن و طلسمات و كارهایی که از طریق ریاضت های عرفانی و سختی کشیدن ، قابل اكتساب است.

6. قابل معارضه نباشد : این قید بیانگر تفاوت معجزه با اموری مانند سحر و شعبده بازی و كارهای ناشی از ریاضت های عرفانی است ، چرا كه این امور هر چند خارق العاده اند ، ولی قابل معارضه اند ، زیرا چه بسا عمل یك ساحر یا شعبده باز یا مرتاض از سوی هم صنفان خود خنثی می شود.

برای مثال، مرتاضی از طریق تأثیر خارق العاده ی خود قطاری را متوقف می كند ، اما مرتاض دیگری ، كه از همان مرتبه ریاضت (یا بالاتر) برخوردار است ، عمل او را خنثی می كند و قطار را به حركت می اندازد.
بنابراین، ویژگی دیگر معجزه آن است كه امری ما فوق بشری است و دیگران قادر به خنثی كردن اثر آن یا انجام كاری مشابه آن نیستند.

7. الهی بودن گزاره : گزاره ادعا شده باید مرتبط با خدا یا معاد باشد نه یک گزاره علمی و ... .

آقای سبحانی در منشور عقائد امامیه میفرماید : « میان معجزه و صدق دعوی نبوت ، رابطه ی منطقی برقرار است . زیرا اگر آورنده معجزه در ادعای خود راستگو باشد ، طبعاً مطلب ثابت می شود ; و اگر فرض كنیم در ادعای خود دروغگوست باشد بر خداوند حكیم ، كه به هدایت بندگان خود علاقمند می باشد ، شایسته نیست كه چنین قدرتی را در اختیار او قرار دهد . چون مردم با مشاهده این قدرت خارق العاده به او ایمان می آورند و به سخنان او عمل می كنند . در نتیجه هرگاه او در ادعای خود دروغگو باشد ، آنان را گمراه می كند ، و این امر با عدل و حكمت الهی منافات دارد . این مسئله یكی از متفرعات قاعده حسن و قبح عقلی است. »
کما اینکه در مورد مثال مسیلمه کذاب (مورد شماره 4 از شروط معجزه بودن یک فعل در سطور بالا) دیده میشود.

تا اینجا تعریف دقیق معجزه گفته شد ، از این به بعد فقط به مادون معجزه مثل : کرامت و کهانت و کارهای مرتبط با علوم غریبه پرداخته میشود.

امور خارق العاده ی باقیمانده (تصرفات در طبیعت و حتی مستجاب الدعوة بودن) را نیز ، گذشته از اسامی فوق ، به دو دسته کلی تقسیم میکنیم :

1- اموری که طرف از اول به قصد بدست آوردن این خوارق عادات ، اعمال خاصی را مانند ریاضتهای عرفانی نامشروع یا غیر مخالف با شرع انجام داده و به این امور دست یافته که میتواند طی الارض کند یا تصرفاتی در طبیعت کند و ...
2- فرد از اول قصدش فقط و فقط عبادت خدا بوده و این عنایات بعدا به صورت «وهبی» به او داده شده.

معمولا به صرف اینکه کسی مسلمان و ظاهرالصلاح باشه ، اسم عمل خرق عادت _بدون توجه به اینکه از کدام 2 نوع فوق است_ «کرامت» نامیده میشود که این اشتباهه.

لذا اگر هر فرد ظاهر الصلاحی کرامتی دیدید و یا برای شما نقل کردند ( که در این حالت احتمال غلوّ از طرف ناقلهای دهان به دهان شدیدا بالا میرود ) ولو طرف را آیةالحق هم بنامند ، برایش موسسه ها بزنند و کنکره ها تشکیل دهند ، باز هم باید فکر کرد که :

الف) شما از کجا مطمئنید که طرف از اول دنبال اینها نبوده و بصورت وهبی به او داده شده ؟ (حالت 2 بالا)
ب) بفرض که طرف قصدش فقط و فقط از اول خدا بوده و اینها وهبی بوده (که امکانش هست اما اثباتش ممکن نیست) ، باز هم شما چه حجتی دارید که از او در افعال و اقوالش تبعیت کنید ؟
البته فقط افعال و اقوال مخالف متن صریح دین را نمیگویم (آنها که جای خود دارد) بلکه حتی مواردی که از معصوم بما نرسیده و فقط از بعض از این آیات حق نقل شده ، شما چه حجتی در تبعیت از آنها دارید ؟ آن هم در تمام اقوال و افعال.

خلاصه باید گفت که این مجاز است ای برادر نه حقیقت! ببینید.

اِخبار از غیب و طی الارض و ... کجا نشان آیةالحق بودن یک فرد است وقتی این امر به وفور از مرتاضین و شیطان پرستان نقل شده و حتی فیلمهایش نیز در اینترنت هست ؟

برای روشن شدن این انگارها در مورد طی الارض ، داستانی که صاحب کتاب قصص العلماء از عموی خود در صفحه 38 کتابش نقل کرده را به عنوان فصل الخطاب در اینجا می آوریم :

به زیارت امام ثامن علیه‏السلام مشرف شدم و چندی در آن بلده مباركه اقامت داشتم. پس درویشی كه معروف به طی‏الارض بود پیدا شد و من با آن درویش رفاقت انداختم. از آن پس از او خواهش نموده كه طی‏الارض را به من تعلیم كن. گفت: تو قابل نیستی. پس از اصرار بسیار گفت: اكنون كه طالب آنی و خود را قابل می‏دانی پس دو شرط را با تو می‏گویم عمل كن، از آن پس به تو طی‏ الارض را تعلیم می‏نمایم، شرط اول اینكه: این امامی كه مدفون در این مرقد است باید امام ندانی ! ، دوم اینكه: تا یك هفته نمازهای یومیه را باید ترك كنی ! گفتم: چنین كنم. پس آن درویش رفت و وقت نماز رسید، با خود گفتم كه: امام را امام دانستن امر باطنی است و آن درویش را خبر از باطن من نیست، در ظاهر می‏گویم كه او امام نیست و در باطن اعتقاد به امامت آن بزرگوار دارم. واما نماز، پس در خانه را می‏بندم و وضو می‏گیرم و نماز می‏كنم، و به درویش می‏گویم كه من نماز نكرده‏ام. پس درِ خانه را بستم و وضو ساختم و به نماز ایستادم. ناگاه دیدم درویش در نزد من حاضر شد به من گفت كه: من به تو گفتم كه تو قابل نیستی. پس برفت و او را دیگر ندیدم.

و برای اخبار از غیب هم یک داستان صوتی دیگر از آقای علیرضا پناهیان ، برای شما آماده شده است :

البته در مورد مرتاضین فیلمهای زیادی هم هست که یکی از آنها همین رامانا است که ویدئوهایش توی یوتیوب و ... فراوان هست مثلا این یکی : رامانا در تلویزیون آلمان

نکات دیگر :

1- برخی معجزه را خاص نبی میدانند و آنچه از ائمه صادر شده را کرامت می نامند که ولی این حصر صحیح نیست ، همانطور که در بعض احادیث (مثلا علل الشرایع باب100) بدان تصریح شده است.
البته اینکه معجزات بدون تحدی نبی ، در لسان بزرگان شیعه ، باز هم معجزه گفته شده نه کرامت ، شاید دلیلش آن باشد که تحدی لازم نیست زبانی باشد ، از سویی برخی محققین این امر قرینه ای دانسته اند بر اینکه بعض محققین لفظ «کرامت» را اختراع امثال صوفیه بدانند.
گفتم صوفیه ، یاد این مردک افتادم ، یکی دیگر از آیة الحق!!! های زمان ما ، حضرت ایشان میفرماید : « من حاضر نیستم کوچکترین معجزه ای برای این آت و آشغالها بکنم ، من برای چیز دیگر آمده ام. » ( آثارالحق ج1ص573گفتار1815)

2- معصومین تا مجبور شده اند معجزه نیاورده اند و قرار هم نیست کارها همیشه از طریق معجزه پیش برود ، قرآن مردمی را که از روی جهالت و ایذاء از نبی مکرم معجزه درخواست میکردند سرزنش میکند :
وَقَالُواْ لَوْلا أُنزِلَ عَلَیْهِ مَلَكٌ ؟ و گفتند چرا فرشته‏ای بر او نازل نشده است ؟ (انعام8)
وَقَالُواْ لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتَّی تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الأَرْضِ یَنبُوعًا و گفتند تا از زمین چشمه‏ای برای ما نجوشانی هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد (اسراء90)
أَن یَقُولُواْ لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَیْهِ كَنزٌ أَوْ جَاء مَعَهُ مَلَكٌ إِنَّمَا أَنتَ نَذِیرٌ می‏گویند چرا گنجی بر او فرو فرستاده نشده یا فرشته‏ای با او نیامده است تو فقط هشداردهنده‏ای (هود12)

3- مؤمن فقط می‌تواند از طریق دعا و خواهش از درگاه خدا به خواسته اش برسد و دعایش مستجاب شود گرچه خواسته او خلاف عادت باشد. و این عجز شرف مومن است. کما اینکه در بخش مربوط به امام صادق از احتجاجات طبرسی نقل شده که مرتاضی هندی به حضور امام صادق رسید و پس از مذاکره و مصاحبه و پذیرش اسلام ، توانایی های قبلی خود را از دست داد.

4- همانطور که گفته شد معجزه عمومیترین راه شناخت حجت خداست ، اما متکلمان راههای دیگری نیز برای این شناخت آنها ذکر کرده اند ؛ تصدیق حجج قبلی و ادله عقلی و ... .

تتمه :

1- شهادت امام جواد علیه السلام رو تسلیت عرض میکنم. در اینجا هم چند نمونه از فضایل آن امام عزیز ذکر شده.
در این مطلب راجع به معجزه گفتیم ، مناسب است چند نمونه از معجزات نقل شده از امام جواد علیه السلام را هم اینجا ببینید.
امام جواد علیه السلام در سن 25 سالگی شهید شدند ، آنوقت عده ای تصویر ایشان را با محاسنی سفید! بر دیوارهایشان نصب میکنند. گذشته از اینکه اصل این عمل از نظر فقهی «کذب عملی» است از جمله بدعتها نیز میتواند باشد.
2- نقل شده که حضرت رضا علیه السلام فرمودند : هر امامی بر گردن شیعیان و دوستان خود عهد و پیمانی دارد و به درستی که زیارت قبور امامان،از مصادیق وفای کامل و نیکو به این عهد میباشد. ( بحار الانوارج100ص116 )
انشاءالله شب جمعه عازم مشهد ابی الحسن الرضا هستم و دعاگوی همه شیعیان و محبین.
3- بدلیل کثرت اشتغالات دنیوی ، و اهتمام بنده در ننوشتن پست کم محتوا ، بروز شدن این بلاگ منظم نیست ، لذا در خبرنامه کنار وبلاگ ثبت نام کنید یا اینکه از طریق RSS از بروز شدن آلاء و ... مطلع شوید که ما شرمنده نشویم.

لینکهای امروز :

حالنامه : بیا گردو بخور! (طنز)
انواع بی مزه بازی های مرسوم
تصاویری از چند سوپر تاکسی !!!
sms و اینترنت در كره جنوبی مجانی است
برداشتهای سینمایی از حكایت زاغ و روباه
ده جمله قصار از شهید سید حسن مدرس
پیشنهاد ازدواج موقت برای پیشگیری از ایدز
روزانه های یه بنده خدایی و متعه اش! (طنز)
چگونه ثروت به رشد فقر در دنیا کمک می‌کند ؟
نفوذ انرژی هسته ای تا اعماق دبستانها! (تصویر)
نقدی بر اغماء : وسوسه تصویر یا تصویر وسوسه!
ناراحتی زن شماره دو تنیس جهان از وضعیت پوششی
پاسخ علمی آیةاللّه سبحانی به ادعای گستاخانه دکتر سلمان العوده
نشریه « عبرتهای عاشورا » هاکوپیان را افسار صهیونیزم بر گردن ملت خواند!
مستراح مقوله ای است شهودی و دست یابی به ذات آن امری است لاممکن
یادش بخیر دبستان ، خیلی یادش بخیر ؛ چه ادبیات شیرینی داشت ، و چقدر سخت بود ریاضیاش
سخنان یک نماینده جاهل : اگر كابینه امام حسین ع هم از آن معیارهایی كه در قانون اساسی آمده عدول كند ، استیضاحش میکنم!
آقای قرائتی فرمودن که : «زن و نماز یک خاصیت دارند. هر دو آنها از فحشا و منکر جلوگیری می‌کنند» همچنین ایشون در نتیجه مذاکره با ملائکه محاسب خدا فرمودن که : « اگر کسی زود ازدواج کند، 60 درصد ایمان خود را حفظ کرده است» !!! البته از حق نگذریم ؛ در باب ازدواج موقت حرفهای خوبی زدن.

   


نظرات()   
نمایش نظرات 1 تا 30