تبلیغات
آلاء - مطالب باز هم جمعه
دوشنبه 1 فروردین 1390  12:39 ب.ظ    ویرایش: - -

در شادی و غم بیادتان میمانیم

هر عید به یادتان دعا می‌خوانیم

آقای دلم، سید من، مهدی جان

ما "احسن الحال" را شما می‌دانیم

* * *

تو هر زمان که بیایی بهار خواهد بود

مجال شادی، بی‌اختیار خواهد بود

خوش آن زمان که برآید به یک کرشمه دو کار

یکی ظهور امام و یکی شروع بهار

* * *

این پیامک هم برای لحظات قبل سال‌تحویل خوبه:

دو قدم مانده به خندیدن برگ

یک قدم مانده به ذوق گل سرخ

چشم در چشم بهاری دیگر

   


نظرات()   
چهارشنبه 17 مرداد 1386  09:08 ق.ظ    ویرایش: چهارشنبه 24 مرداد 1386 10:08 ق.ظ
نوع مطلب: باز هم جمعه ،

در مورد امکان رویت در غیبت کبری ، دو نظریه کلی در بین علمای شیعه وجود داره :

1. دیدگاهی كه امكان ارتباط را تأیید نمی كند و لزومی برای آن نمی بینه.
2. دیدگاهی كه بر امكان ارتباط و وقوع آن اصرار می ورزه.

ضرورت این بحث از اونجا ناشی میشه که این مساله برا یه عده بابی شده برای چسباندن خیالات خود به دین !

امام زمان دو غیبت دارن : صغری و کبری
غیبت صغری از شهادت امام عسکری علیه السلام آغاز میشه(و به عقیده برخی مثل شیخ مفید از زمان تولد)
خب مسلمه که در دوران امامت پدر بزرگوارشان ، گروهی از یاران خاص و شیعیان ، موفق به زیارت حضرت حجت شدن.
اما از زمان شهادت پدر گرامیشان تا آغاز غیبت کبری ، علاوه بر نواب خاصّ ، افرادی دیگری هم موفق به زیارت آن عزیز شدن که شیخ صدوق اسامی اونا را در «کمال الدین» نام برده.

غیبت صغری زمینه ای بوده برای آغاز غیبت كبری و حلّ مشكلات اجتماعی و دینی توسط عالمان و دانشمندان دینی.
از این روی مشاهده می شه كه حضرت حجت عج الله فرجه در پاسخ به پرسشهای اسحاق بن یعقوب مردم را در حوادث واقعه به علماء و راویان حدیث ارجاع می ده :
« اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواة حدیثنا »
جالبست كه این توقیع در زمان نیابت نایب دوم (محمد بن عثمان) صادر شده كه دست كم 24 سال تا آغاز غیبت كبری فاصله داشته.

جالب تر اینکه حتی حسین بن روح سومین نایب حضرت ، زمانی كه كتاب خود را به نام «تأدیب» می نگاره ، برای اطمینان از درستی كتاب آن را برای فقهاء قم می فرسته و می نویسه :
« در این كتاب بنگرید و توجه كنید آیا چیزی مخالف دیدگاههای شماست ؟ »
آنان در پاسخ می نویسند :
« تمام كتاب صحیح است و فقط یك موردِ مخالف و شاذ در آن موجود است. »
(کتاب غیبت شیخ طوسی)

حسین بن روح می تونست كتاب رو خدمت امام عصر عج الله فرجه عرضه كند ولی چنین نكرد و آن را برای علمای قم فرستاد و با این كار روش پسندیده ای را پی ریخته تا شیعیان خود به حل مشكلات علمی خویش بپردازن.

و در توقیعات پایان غیبت صغری داریم :
- خدا را فرمانی است كه خود به انجام می رساند.
- به زودی از شیعیان من می آیند كسانی كه ادعای مشاهده خواهند كرد. آگاه باشید هر كس پیش از خروج سفیانی و صیحه ادعای مشاهده كند او دروغگوی افتراء زننده است. (کمال الدین صدوق)

غیبت کبری : بحث اصلی ما مربوط به این زمانه.
ابتدا میپردازیم به اقسام پنجگانه دیدن امام :
1. رؤیت : دیدنه. دیدن بدون شناخت حضرت. این معنی دو صورت پیدا می كند :
الف. گاهی ایشان در جمعی و مراسمی شركت می كنه مردم وی را می بینن ولی نمی دونن كه او حضرت حجته و بعد هم متوجه این امر نمی شن.
ب. در هنگام مشاهده حضرت متوجه نباشن ولی بعد متوجه و یا معتقد بشن شخصیتی را كه دیدن حضرت حجت بوده. شیخ طوسی در كتاب (غیبت) بخشی را به اینا اختصاص داده است.
2. ملاقات : دیدن با شناخت. یعنی كسی حضرت را ببیند و معتقد بشن شخصی را كه دیده امام عصره و به این امر اطمینان داشته باشن.
3. فیض حضور: یعنی دیدن حضرت وشناخت ایشان همراه با سؤال و جواب. یعنی افزون بر این كه حضرت را دیده و شناخته از ایشان نیز سؤال كرده و با وی به گفت و گو بپرداخته. این مرحله و رتبه از همه مراحل بالاتر و ارزنده تره.
4. شهود : یعنی آگاهی به وجود حضرت از راه سیر و سلوكه بدین معنی كه اهل معرفت با شناخت و دركی كه از حقایق عالم دارن پی به حقیقت وجود حضرت می برن و ایشان را می شناسن و گاهی ممكنه مدعی شن كه با مكاشفه با حضرت ارتباط برقرار كردن.
5. دیدار در خواب.

كه مورد 1 و 2 و 3 مورد بحث ما هستن.(مورد 4 و 5 امکان وجود درند اما حرف مدعی آن قابل اثبات و پذیرش نیست و مدعی حق اظهار نظر نداره و به عبارتی با توجه به مبانی فقهی «حجت شرعی» برای دیگران و حتی خود فرد نمیتونه باشد)

همونطور که اول بحث گفته شد دو دیدگاه داریم :


دیدگاه نخست : عدم امكان ارتباط
فیض کاشی و نعمانی و ... جزء از شاخصین معتقدین به این نظریه ن ، شیخ مفید نیز برابر روایات دیدار را برابر روایات مخصوص خادمان حضرت می دونن.

روایات بسیاری بر این حرف تاکید میکنن که مهمترینشون عبارته از :

1. توقیع آن حضرت به علی بن محمد سَمُری(که در بالا ذکر شد).
2. روایات دالّ بر ناشناخته بودن حضرت.
3. روایاتی دلالت دارن بر امتحان شیعه در دوران غیبت.

در مورد 1 باید گفت که هرچند محدث نوری برای اولین بار ! 4 اشکال سطحی به آن وارد کرده.
از نظر اعتبار شکی در آن نیست.
در مورد 2 هم روایات بسیار زیاده و در برخی از این دسته حضرت به یوسف تشبیه شده که خلق ، حتی برادرانش او را تا زمانی که خود را به اذن خدا معرفی نکردن ، کسی اویشونو نشناخت.
در مورد 3 هم روایات بسیاری از ائمه علیهم السلام وارد شده كه بر اثر طولانی شدن غیبت امام گروهی از مردم منكر وجود مبارك حضرت می شن و از عقیدشون برمیگردن.


دیدگاه دوّم : امكان ارتباط
این دیدگاه در بین متاخران شهرت داره و سید مرتضی و شیخ طوسی از جمله مطرح کنندگان اونن.
اما در این باره با کمی دقت به موضع سخنان این بزرگان در این باب متوجه این نکته میشیم که :
اولا این اظهار نظرها در پاسخ از اشكالاتیه كه مخالفان مطرح كردن.
ثانیا در حد یک احتمال مطرح شده.(احتمال دیدن در رد اشكال خصم كافیه)
ثالثا سید مرتضی و شیخ طوسی فقط در حد احتمال این عقیده را ابراز كرده اند و به عنوان یك عقیده و امر قطعی به آن ملتزم نیستند و به این امر هم معترفند.

دلیلهای امكان ارتباط

1. روایات : تعداد آنها محدود است(3 تا!) و از لحاظ سند مخدوش !
2. اجماع
3.داستانها

در مورد داستانها باید گفت که داستانهایی مثلا شیخ طوسی در باب رویت مربوط به غیبت کبری نیست. برخلاف داستانهای محدث نوری.
سید مرتضی و شیخ طوسی فقط در حد احتمال این عقیده را ابراز كرده اند و به عنوان یك عقیده و امر قطعی به آن ملتزم نیستند.
اما محدث نوری در این مورد دست به تاویل و توجیه زده و سعی در ضعیف شمردن روایات مذکور در اول بحث نمودند.

در مورد اجماع هم ، بطور خلاصه همانطور که در بالا گفته شد ، اینکه برخی علماء مثل شیخ طوسی و سید مرتضی در مقابل برخی دشمنان تشیع ، « احتمال » را بعید ندانند ، دلیلی بر اجماع نیست.

ببخشید طولانی شد! (همچنین غلطای تایپی احتمالی رو!!!)
این مطلب خلاصه ای بود از یک مقاله مجله حوزه که به امر یکی از دوستان مجازی آورده شده.
یه مدت نیستم چون زائر ابالحسن الرّضا هستم؛
صلی الله علیک ، صلی الله علیک ، صلی الله علیک.


شهادت پدر بزرگوار ایشون رو هم به همه محبین تسلیت میگم.

   


نظرات()   
پنجشنبه 11 مرداد 1386  06:08 ق.ظ    ویرایش: جمعه 12 مرداد 1386 02:08 ق.ظ
نوع مطلب: باز هم جمعه ،

شاید درباره زندگی شخصی و خانوادگی آن حضرت و ازدواج و داشتن فرزند و مكان زندگی و موارد مشابه فکر کرده باشید.

ما در این مطلب قصد داریم به « سه نظریه » معروف درباره این سوال بپردازیم که آیا امام زمان ازدواج کرده است ؟

نظریه اول : عدّه ای معتقدند كه حضرت مهدی(علیه السلام) ازدواج كرده است، و برای اثبات این نظریّه به دلائل ذیل استناد جسته اند :

1- استحباب ازدواج :

الف) الگوی کامل بودن امام باعث میشود در عمل به واجب و مستحبات بر دیگران پیشی بگیرد.
ب) شأن و منزلت انسان كامل ایجاب میكند كه به مستحبّات عمل كند.
البته در مورد امام زمان ما نكته أوّل به دلیل غیبت موضوعیّت ندارد ، ولی نكته دوّم غیر قابل ردّ است.

2- روایاتی که در آن از خانواده و اولاد ایشان نام برده شده.
علاوه بر ضعف سندی اکثر این روایات ، هیچ دلیلی بر اینکه این خانواده و فرزندان مربوط به زمان غیبت است وجود ندارد.

3- داستان جزیره خضراء :

این داستان را شاید شنیده و خوانده باشید اما پیرامون آن توصیه میکنم « جزیره خضراء افسانه یا واقعیت » را از محقق بزرگ علامه جعفر مرتضی ببینید. بعضی از محقّقین با بررسیهای گسترده ای كه انجام داده اند، معتقدند جزیره خضراء افسانه ای بیش نیست و واقعیت ندارد و برخی همچون آقابزرگ تهرانی(صاحب الذریعه) نیز میگویند : این داستان تخیّلی است.

4- کنیه اباصالح (پدر صالح) :

جواب 1 : جالب است که این لقب برای ایشان در کتب معتبر نقل نشده و بیشتر بر اساس آیه « وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الاَْرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّــلِحُونَ » به ایشان اختصاص داده شده و بین مردم مشهور شده و اگر هم دربرخی روایات کلمه اباصالح داریم باید گفت که صالح یا أبا صالح نام یکی از اجنّه است كه مأموریت دارد تا اشخاص گمشده را هدایت و راهنمایی كند.
جواب 2 : « أب » در لغت عرب كه تنها به معنای پدر نیست ، بلكه به معنای صاحب و ... نیز آمده است مثلا در روایتی از رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده است كه « من و علی پدران این امتیم» لذا اباصالح به معنای پدر ِ فرزندی به نام صالح نیست ، بلكه أبا صالح یعنی كسی كه افراد صالح و شایسته در اختیار دارد کما اینکه در مورد سیدالشهداء میگوییم « اباعبدالله » و ایشان تمام آنان که موحدانه خدا را میپرستند مانند پدر و مربی است.

نظریه دوم : آن حضرت ازدواج نكرده است. دو دلیل این دسته :

1- ازدواج امام با فلسفه غیبت سازگاری ندارد ، زیرا لازمه ازدواج داشتن همسر و فرزند است ، و این امر باعث میشود كه حضرت شناخته شده و اسرارش فاش شود و از سوی دیگر غیبت به معنای خفای شخص است، یعنی ناشناس بودن نه نامرئی بودن، در حالی كه با ازدواج كردن شناخته میشود، و حد اقلّ شناخته شدن شناسایی وی توسط همسرش میباشد.
2- زنی كه لیاقت و شایستگی و به اصطلاح هم كفو آن حضرت باشد وجود ندارد.

قبل از پاسخ باید توجه شود فلسفه غیبت فقط موارد فوق نیست ، مواردی مثل خوف از کشته شدن (که مسلم است اگر همین الآن تشریف بیاورند یه عاشورای به یاد ماندنی دوباره رخ میده)، امتحان شیعیان و ... هم جزو فلسفه های غیبت در احادیث ذکر شده.

امکان شناخته شدن توسط همسر نیز دو پاسخ دارد :

الف) گفته شده : « مردم او را میبینند ولی نمیشناسند » که میتواند شامل همسر ایشان نیز بشود.
ب) همانطور كه برای همراهان و خواصّ غائب نیست ، برای همسر خود نیز میتواند غائب نباشد.

در پاسخ به « کفو » هم باید گفت :

زنان شایسته و بایسته با فضائل اخلاقی و معنوی بالا در هر دوره ای وجود دارد ، زنانی همچون حضرت مریم و آسیه كه در قرآن كریم الگوی دیگران شمرده شده اند و یا مانند حضرت خدیجه همسر پیامبر صلی الله علیه و آله بوده اند و هستند ، از سوی دیگر در روایات مربوط به خصوصیات اصحاب و یاران خاصّ حضرت آمده است كه پنجاه نفر آنان زن میباشند.

نظریه سوم : نباید به اینگونه مباحث پرداخت و نهایتاً باید توقّف كرد و در جواب این نوع سؤالات كلمه «نمیدانم» و «نمیدانیم» را بر زبان جاری می كنند، چرا كه اصل ازدواج یا عدم ازدواج حضرت جزء اعتقادات ما نیست، زیرا در مباحث اعتقادی ما نیامده است كه باید معتقد شویم به امام زمانی كه ازدواج كرده یا نكرده است، این نوع موضوعات از مسائل شخصی است.

در جواب میگوییم که امامان ما انسانهای عادی نبوده اند كه بی تفاوت از كنارشان بگذریم ، آنها دارای مقام عصمت هستند و هر محبی دوست دارد سیره و روش محبوب خود را بداند.

نتیجه گیری نهایی : تنها دلیل (1_ب) از نظریه اول غیر قابل ردّ بود. مسلم بودن استحباب ازدواج و ترک عزوبت(همسر نداشتن) حتی برای مدتی اندک و همچنین پیشگام بودن امام در عمل به مستحبات برای رسیدن کمال ، میتواند دلیلی بر این مدعا باشد.

البته لازم به ذکر است که برای عمل به مستحبات مذکور :

1) لازم نیست كه این ازدواج ، از نوع دائم آن باشد بلكه با ازدواج موقت نیز میتوان به امر مستحب عمل كرد.

2) لازم نیست حتماً عُمر همسر(یا همسران) ایشان مانند عمر خود آن حضرت طولانی باشد.

این مطلب تلخیصی بود از این مطلب نسبتا طولانی + کمی پیاز داغ!

فردا جمعه ست : اللهم صل علی محمد حجتک فی ارضک و خلیفتک فی بلادک و الداعی الی سبیلک ...

   


نظرات()