تبلیغات
آلاء - مطالب نعمت ولایت
چهارشنبه 26 تیر 1387  12:07 ب.ظ    ویرایش: پنجشنبه 27 تیر 1387 10:07 ق.ظ
نوع مطلب: نعمت ولایت ،

این چهارمین روزی بود که من مقابل صومعه روی تخت سنگ های کوهستان نشسته و چشم به دروازه ی آن دوخته بودم. در این چهار روز بی آن که ضربه ای به در زده یا آن که ندایی داده باشم، یک سره انتظار لحظه ای را می کشیدم که قامت آن مرد عجیب در مقابل در ظاهر شود و من او را از نزدیک ببینم، کسی که برای دیدن او رنج این سفر دور و دراز را بر خود هموار ساختم تا آخرین راز ناشناخته ی عمرم را از او بپرسم.

در همان حال به گذشته می اندیشیدم. از آن روزی که به کسوت راهبان درآمده بودم با خود عهد کردم که هر آن چه دانستنی در زمین است بیاموزم تا در میان مسیحیان مردی داناتر از من نباشد. به این دانسته های خود دلخوش بودم که آوازه ی آن مرد هندی به گوشم رسید که یک شبه به بیت المقدس سفر نموده و باز می گشت.

چون از سرّ این قدرت جویا شدم، به من گفتند او از راز آن اسمی با خبر شده که آصف بن برخیا تخت ملکه ی سبا را با آن نزد سلیمان آورد. به من گفتند که او در صومعه ای در میان کوه ها زندگی می کند. در میان آن دیر نهر آبی جاری است که او از آن می آشامد و مزرعه ی کوچکی که بدون هیچ بذر و باغبانی حاصل می دهد. او پیوسته در آن جا به عبادت مشغول بوده و از آن خارج نمی گردد... .

لذا مصمم شدم که به صومعه ی او در هند سفر کرده و علم آن اسم را از وی بیاموزم. پس بار سفر بسته و دیار خود یمن را ترک گفته و دشت ها و بیابان های زیادی را پشت سر نهاده و سرانجام خود را به این دیر رسانیدم.

حالا من این جا پشت درهای بسته به انتظار نشسته بودم. یعنی می شد معجزه ای اتفاق افتد و مرد دیر نشین خارج شود و من او را ببینم.

سرانجام آن معجزه رخ داد. همان طور که نشسته بودم، صدایی شنیدم. چون روی برگرداندم گاوی را دیدم که بر پشت آن هیزم بسته بودند. حیوان که گویی راه خود را می شناخت به در نزدیک شد و با فشار سر آن را باز کرد و وارد شد. من نیز به دنبال گاو روانه گشته و پای به خانه نهادم.

چون چند قدم به جلو برداشتم، مرد را دیدم که زیر آسمان به مناجات و دعا ایستاده بود. گاه به آسمان می نگریست و اشک ریزان نجوا می نمود. گاه به زمین و گاه به کوه ها. قطرات اشک روی گونه هایش می لغزید و فرو می افتاد.

من به او نزدیک شده و گفتم: سبحان الله! مثل تو در این زمانه چه قدر کم پیدا می شود.

مرد گفت: نه چنین نیست. من تنها یکی از موالیان آن مردی هستم که تو هنگام آمدن به این جا از کنار سرزمین او گذشتی.

آن روز من سرگذشت خود را با مرد دیر نشین در میان نهاده و به او گفتم: من شنیده ام که تو نامی از نام های پروردگار را آموخته ای و به کمک آن یک شبه به بیت المقدس رفته و باز می گردی. من آمده ام تا آن نام را از تو فرا بگیرم.

مرد بی توجه به سؤال من پرسید: آیا تو می دانی که بیت المقدس کجاست؟!

گفتم: بله در شام است.

او گفت: بله در شام نیز جایی هست که محراب پیامبران بوده لکن این که من می گویم جایگاه پاک و مطهر اهل بیت محمد صلی الله علیه و آله می باشد.

من سخن او را قطع نموده و گفتم: در هر حال ای مرد عابد من به خاطر تو رنج سفر را بر خود هموار ساخته، از شهری به شهری آمده و از دریا ها عبور نموده و شب ها را با ترس به صبح رسانیده و روزها را ناامیدانه طی مسافت نمودم و اکنون به دیر تو رسیدم و از تو می خواهم که راز آن اسم مقدس را به من بیاموزی تا من نیز چون تو علم آن را بدانم.

مرد دیر نشین دقایقی در صورت من خیره شد و چنین گفت: ای مرد از سیمای تو چنین بر می آید که انسانی پاک نهاد می باشی و نطفه ی تو بسته نگردیده مگر در حالتی که والدین تو دعا خوانده و شب زنده داری نموده و عاقبت به خیری تو را از خدا خواسته بودند. من اکنون برای تو تکلیفی مهم تر از این نمی بینم که از همان مسیری که آمده ای برگردی و خود را به مدینه ی طیبه ی پیامبر صلی الله علیه و آله برسانی. وقتی که به شهر رسیدی ابتدا سه روز صبر کن که کسی متوجه علت حضور تو نشود. سپس با این نشانه هایی که به تو می دهم خود را به مجلس موسی بن جعفر برسان. آن گاه سلام مرا به او ابلاغ نما و آن چه لازمه ی سعادت خود می دانی از او سوال کن.

آن چنان محو گفتار مرد دیر نشین گشته بودم که بی هیچ سوال دیگری راه خویش را پیش گرفته و با نشانه ای که او داده بود خود را به مدینه رسانیدم. و اینک در خدمت شما ایستاده ام.

راهب سخن خویش را به پایان برده و با تواضع و ادب سر فرو افکنده در انتظار کلام امام ماند.

امام کاظم علیه السلام در حالی که لبخندی بر لب داشت فرمود: ای راهب یقینا آن مرد دیر نشیم محبت و خیرخواهی را در حق تو تمام نموده و تو را به سوی سعادت رهنما گشته.

راهب پرسید: فدایت شوم نام او چیست؟!

امام فرمود: او مردی ایرانی به نام متمم بن فیروز است از کسانی که به خداوند ایمان آورده و با اخلاص و یقین او را اطاعت می نماید. او از بیم گمراهان سرزمین خود به کوه پناه برده و در مکانی که برای خویش ساخته به عبادت مشغول می باشد. هر سال به نیروی الهی دو بار به مکه آمده و حج عمره به جای می آورد. می بینی که خداوند این گونه شکر گزاران را پاداش می دهد. اکنون پرسش های خود را بپرس.

پس راهب سوال های خویش را از امام پرسیده و پاسخ آن را تمام و کمال دریافت نمود. سپس شهادتین بر زبان آورده و مسلمان گردید.

***

آنچه خواندید ترجمه ای آزاد بود از ....

لینکهای روزانه :

.........

ادامه مطلب رو اینجا ببینین ...   


نظرات()   
سه شنبه 9 بهمن 1386  06:01 ق.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: نعمت ولایت ،

برای امتثال امر جواد عزیز ، نکاتی از زندگی حضرت سجاد علیه السلام را از کتابی با نام «زندگانی علی ابن الحسین علیه السلام» برایتان نقل میکنم ، این کتاب نوشته همشهری نوگذشته ام ، علّامه ی سید ، جعفر شهیدی است که همزمان با فوت حجة الاسلام مجتهدی ، رحلت فرمودند.

1. مادر بودن «شهربانو» دختر یزدگرد برای امام چهارم ، در باور عموم چنان مسلم و بدیهی است که گویی منکر آن در این جهان سزاوار لعن و در آن جهان در آتش مخلد خواهد بود اما با مراجعه به منابع محدثان و مورخان و واکاوی آنها با قرینه های خارجی میبینیم که داستان شهربانو مصداقی از این ضرب المثل عربی است که « رُبّ مَشهُور لا اصل لَه » چه بسیار مشهور هایی که هیچ اصلی ندارند.

2. سید سجاد در سخنانی به منهال میگوید : « ما چون بنی اسراییل میان فرعونیانیم که مردان ما را میکشند و زنان ما را زنده نگه میدارند. عرب بر غیر عرب میبالید که محمد از آنهاست ، قریش بر اعراب دیگر میبالید که محمد از قریش است و ما خاندان پیامبر ، اینگونه دستخوش قتل و غارت شده ایم. »

3. یزید فردی سگ باز و میمون باز بود و میگساری سرگرمی او. ناپختگی و نفهمی بیشتر او را میتوان در عدم مراعات رفتارش در مدت حضور اهل مدینه در کاخش مشاهده کرد. اهل دمشق که از اسلام و سنت پیامبری چیزی به چشم ندیده بودند خیال میکردند اسلام و حاکم اسلامی همین باید باشد که یزید هست اما در زمانی که مهاجر و انصار مدینه ، به عنوان مهمان در کاخ وی بودند ، اگر ذره ای عقل میداشت ، کمی مراعات میکرد اما او نه دین را میشناخت و نه مردم را. یزید ملعون هر چند به آنان بخششهای فراوانی کرد اما رفتار پست وی باعث شد که نمایندگان مردم مدینه وقتی به شهرشان برگشتند در مسجد پیغمبر فریاد برآوردند که : ما از نزد کسی میآییم که دین ندارد ، شراب مینوشد ، طنبور مینوازد ، سگ بازی میکند و شب را با مردمان پست و کنیزان آوازه خوان بسر میبرد. پس از آن مردم شهر بنی امیه را (که شمارشان به 1000 تن میرسید) محاصره و بیرون راندند ، در این روزها بود که مروان ملعون به نزد عبدالله (پسر عُمر) و از وی خواست از خانواده اش نگهداری کند اما وی نپذیرفت ، مروان به امام زین العابدین پناهنده شد و امام با بزرگواری خاص خود پذیرفت که خانواده مروان همراه با خانواده وی زندگی کنند. (واقعا فرق از کجاست تا به کجا)

4. خبر شورش مردم مدینه که به یزید علیه اللعنة ، رسید ، لشگری را فرستاد که از سوی «حرّه» بر سر مردم این شهر یورش بردند که به واقعه اسفناک حرّه مشهور است ، سکوت مردم مدینه و مکه و سایر مسلمانان در این برهه عجیب است ، بفرض که حکومت اسلامی اجازه داشته باشد شورشیان را سر جای خود بنشاند ، اما قتل عام یک شهر با کدامیک از ابواب فقه شیعه سازگاری دارد ؟ شهری که سالمندانش بچشم خود رفتار پیامبر را درک کرده اند. شگفت اینجاست که فرمانده یزید پس از این غارت میگوید : « خدایا پس از شهادت به یگانگی تو و نبوت محمد ف هیچ یک از کارهایم را که کرده ام باندازه کشتار مردم مدینه دوست نمیدارم و در آخرت به مزد هیچ عملی چون اینکار چشم نخواهم دوخت. »
پس از مدینه ، به مکه یورش بردند و شهر را زیر سنگهای منجنیق قرار دادند که آتش سوزی و ویرانی خانه کعبه نیز مربوط به همین واقعه است. در این حین بود که خبر سقط شدن یزید (در 38 سالگی) بگوش آنان رسید و آنان که نمیدانستند برای چه کسی باید بجنگند! به شام بازگشتند. پس از یزید پسر معاویه ، مردم شام با معاویه پسر یزید بیعت کردند اما حکومت وی هم دیری نپایید و دوباره آشوبهایی شروع شد.

5. در اینجا مردی قیام کرد که برای همیشه نام خود را در تاریخ ثبت کرده : مختار پسر ابوعبیده ثقفی
درباره مختار ثقفی و انگیزه های قیامش نظرات مختلفی بیان شده تا جاییکه دانشمندان شیعه طبقه اول و دوم درباره او نظر مساعدی ندارند اما متاخرین او را به نیکویی ستوده اند. خود حضرت سجاد نیز زمانی که مختار سر ابن زیاد و عمر سعد را برای امام آورد امام به سجده افتاد و برای مختار دعای خیر کرد. اما آنچه مسلّم است آنکه امام به دعوت مختار برای رهبری شیعیان روی خوش نشان نداده است ، لذا مختار به سراغ محمد حنفیه فرزند امیرالمومنین رفت و وی پذیرفت ، مختار هم وی را مهدی امت! خواند و فرقه کیسانیه نیز از همینجا متولد شده.
سال بعد سر مختار پیش روی مصعب ابن زبیر و پنج سال بعد سر زبیر پیش روی عبدالملک قرار گرفت و در این مدت مردم از آشوب و حاکمان ظالم و خونریز ، یک لحظه در امان نبودند.
شاید بپرسید جامعه اسلامی در برابر کردارهای زشت آنان چه کرد؟ پرسشی بجاست اما پاسخ آن دشوار نیست : همان کاری که همیشه کرده است ؛ همان کاری که همیشه میکند.

بدلیل طولانی شدن از بقیه اش صرف نظر میکنم.

   


نظرات()   
سه شنبه 25 دی 1386  05:01 ق.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: نعمت ولایت ،

 

وَبَذَلْتُمْ اَنْفُسَكُمْ فى مَرْضاتِهِ، وَصَبَرْتُمْ عَلى ما اَصابَكُمْ فى جَنْبِهِ ﴿زیارت جامعه﴾

و چقدر آرامش بخش است این آیه :

إِنَّمَا یُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُم بِغَیْرِ حِسَابٍ ﴿10زمر﴾

   


نظرات()   
چهارشنبه 19 دی 1386  07:01 ق.ظ    ویرایش: پنجشنبه 20 دی 1386 11:01 ق.ظ
نوع مطلب: نعمت ولایت ،

برف شدیدی اومده و هوا بدجوری سرد شده
بیرون بودم ، یه عده رو دیدم داشتن میرفتن ، یکیشون زیر لب زمزمه سوزناکی داشت ، داشت از محرم میخون و سیدالشهداء علیه السلام
از گرمی دل اونا در این سرما یاد حدیثی که از پیامبر نقل شده افتادم :

انّ لقتْل الْحسیْن علیه السّلام حرارة فى قلوب الْمؤمنین لا تبْرد ابدا (جامع احادیث الشیعه ، ج 12، ص 556)
براى شهادت حسین علیه السلام ، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤ منان است كه هرگز سرد و خاموش نمى شود.

و کمی متذکر شدم که محرم رسید! بعضی احادیث واقعا آدم رو به طمع میندازه ، گویا با فرا رسیدن محرم دری از رحمت بر روی عموم مردم باز میشه که بیشتر یاد اهل بیت رو زنده کنن.
حدیثی از امام صادق علیه السلام هست که بعضی ها شدیدا استبعاد میکنن و میگن چطور یاد اهل بیت و مصائبشان اینقد ارزش داره ؟
فرصتی شد سند حدیث رو دیدم و خدمت استبعاد کنندگان باید عرض کنم که متاسفانه! سندش صحیحه :

من ذكرنا عنده ففاضت عیناه ولو مثل جناح الذباب ، غفر الله له ذنوبه ولو كانت مثل زبد البحر (وسائل الشیعه ج14ص501)
هر کس نزدش از ما یادی شود و اشک چشمانش جاری شود ، حتی اگر بقدر بال مگسی باشد ، خدا گناهانش را می آمرزد حتی اگر به مثل کف دریا (زیاد) باشد.

در اینجا نیز توضیحی مناسب بر دلیل ارزش گریه بر اهل بیت ذکر شده. (عربی) البته قبلا نیز در این باره مطلبی در باره ارزش محبت درج شده است.

انشاءالله همه بتونن از فضای مناسبتر این ماه برای یاد اهل بیت علیهم السلام ، بیشتر استفاده کنن و با پرهیز از شرکت در مجالسی که سبُـک کننده اهل بیت است پرهیز کنند.
در پایان چند مساله فقهی نیز از آقای سیستانی و مرحوم فاضل ذکر میکنم ؛ انشاءالله سعی کنیم با دقت بیشتری مجالس خود را انتخاب کنیم نه صرف مداح یا سخنران معروف.

سؤال: حکم لباس مشکی در دو ماه محرم وصفر مستحب است یا مکروه ؟
پاسخ: کار شایسته و پسندیده ای است.

سؤال: آیا پوشیدن لباس سیاه در عزاى امام حسین و دیگر ائمه (علیهم السلام) چنانكه مرحوم صاحب حدائق فرموده رجحان شرعى دارد؟
جواب: چون از مصادیق تعظیم شعائر است واجد رجحان شرعى مى باشد و عملا بزرگانى چون مرحوم آیة الله العظمى آقاى بروجردى (قدس سره) در روز عاشورا از قباى سیاه استفاده مى كردند.

سوال: آیا نماز خواندن با لباس سیاه مربوط به عزادارى امام حسین (علیه السلام) مكروه است؟
جواب: چون لباس سیاه علامت عزادارى سیدالشهداء است و عزادارى آن حضرت كمال رجحان دارد، لذا نماز خواندن با آن نیز مكروه نمى باشد.

سؤال: لخت شدن افراد در هیئت های مذهبی که جهت سینه زنی انجام می گیرد چه حکمی دارد ؟
پاسخ: اشکال ندارد.

سوال: آیا سینه زدن و زنجیرزدن در عزادارى كه منجرّ به كبود و حتّى جارى شدن خون مى شود جایز است؟
جواب: جایز بلكه راجح است. مشروط بر آنكه موجب ضرر مهمّ و اضرار بر نفس نباشد.

سوال: آیا تشبّه به اهل بیت (علیهم السلام) در نمایش و تعزیه و غیر آن جایز است؟
جواب: در صورتى كه مستلزم اهانت نباشد، مانعى ندارد.

سوال: آیا پول دادن به مرثیه سرایانى كه در لابلاى اشعار خود، بعضى از مطالب بى مدرك یا ضعیف السند را طرح مى كنند یا با غنا مى خوانند صحیح است؟ و آیا اصل عزادارى در اثر این كار خلاف، حرام مى شود؟
جواب: با این گونه مسائل نمى شود در برابر سنت دیرینه عزادارى و مرثیه خوانى ایجاد شبهه كرد. البته غنا حرام است. هرچند با خواندن قرآن همراه باشد. و لازم است از مرثیه سرایانى استفاده شود كه مطالب صحیح و واقعى را بیان مى كنند.

در پایان هم لینک دانلود 4 کتاب در رابطه با محرم را تقدیم میکنم ، انشاءالله که بر شناخت ما از معارف دین اضافه کنه :

1. دانلود « اسرار عاشورا جلد 1 و 2 » سید محمد نجفى یزدى

2. دانلود « لهوف » سید ابن طاووس

3. دانلود « پیام عاشورا » حاوى بیش از 160 پیام از حسین بن على

4. دانلود « فرهنگ عاشورا » جواد محدّثى

لینکهای امروز :

شیطان پرستی و موسیقی شیطان
نگاهی به رشد قارچی اصحاب بلوف
متن کامل کلیه کتب درسی تا پیش دانشگاهی (تمام رشته ها)
دامین iran.com به قیمت 735 ملیون تومان به فروش می‌رسد!

   


نظرات()   
سه شنبه 11 دی 1386  10:01 ق.ظ    ویرایش: شنبه 15 دی 1386 01:01 ب.ظ
نوع مطلب: نعمت ولایت ،

1) واژه عصمت از چه زمان در معنای امروزی آن به كار ر فته است؟
2) اگر عصمت امری اعطایی باشد، آیا مصونیت پیامبران و امامان از گناه جبری نخواهد بود؟ در این صورت دلیل برتری آن ها بر سایر انسان ها چیست؟
3) هیچ انسانی خالی از امیال و شهوات نفسانی نیست. بنابراین، چگونه می توان وجود انسان های معصوم را پذیرفت؟
4) آیا اعتقاد به عصمت در ادیان دیگر نیز وجود دارد؟
5) آیا اعتقاد به عصمت پیامبران و امامان تأثیری منفی بر زندگی فردی و اجتماعی ما نمی گذارد؟
6) « تجربه دینی » بودن وحی به چه معنا است و آیا این مطلب با عصمت انبیا سازگار است؟
7) پیامبر اسلام قبل از بعثت و در میان مردم مشرك عربستان از چه دینی پیروی می كرده است؟ (عصمت در اعتقادات)
8) قرآن كریم صریحاً از عصیان و نافرمانی پیامبران خبر می دهد. چگونه می توان از این آیات چشم پوشید و پیامبران را معصوم دانست؟ اگر خطیئه حضرت آدم(علیه السلام) گناه نبود ، چرا آن حضرت و فرزندانشان به مشقتهای زندگی دنیوی گرفتار شدند؟ اگر پیامبران و امامان معصومند و هیچ گاه مرتكب گناه نمی شوند، دلیل آن همه گریه و استغفارشان چیست؟
9) عصمت قبل از نبوت یا امامت با عصمت بعد از آن چه تفاوتی دارد؟
10) اگر خطیئه حضرت آدم علیه السلام گناه نبود، چرا آن حضرت و فرزندانشان به مشقات زندگی دنیوی گرفتار شدند ؟
11) شیعیان بر اساس چه دلایلی امامان خود را معصوم می دانند؟
12) آیا مقام عصمت به پیامبران و ائمه اختصاص دارد؟ عصمت حضرت زهرا(علیها السلام) با چه ادله ای ثابت می گردد؟
13) آیا در آیه شریفه تطهیر «لیذهب عنكم الرجس» به معنای دفع است یا رفع؟ اگر اذهاب رجس از اهل بیت(علیهم السلام) را به معنای دفع بگیریم، پس تطهیر معنا ندارد و اگر به معنای رفع باشد یعنی قبلش ناپاکی وجود داشته!
14) امیرالمؤمنین(علیه السلام) در نهج البلاغه می فرماید: «فانی لست فی نفسی بفوق ان اخطی...» این چگونه با عصمت ائمه سازگار است؟

ادامه مطلب رو اینجا ببینین ...   


نظرات()   
جمعه 7 دی 1386  12:12 ب.ظ    ویرایش: شنبه 8 دی 1386 01:12 ب.ظ
نوع مطلب: نعمت ولایت ،

مرحوم حاج شیخ عبدالكریم می فرمود اگر مقدّس ترین زمان ما، كه از آن مقدس تر دیگر نیست بخواهد برای امیرالمؤمنین(علیه السلام ) مدح بگوید از این بهتر كه عمروعاص گفته نمی تواند بگوید.

بعد از آنكه معاویه روی كار آمد. كاغذ نوشت كه بیا با من همراهی كن. عمر و عاص می دانست كه اگر آنجا برود همه چیز به او می دهند خانه می دهند زن می دهند شام و نهار می دهند و....

جواب نامه ی معاویه را چنین نوشت نوشت: تو می دانی مرا به چه دعوت می كنی؟ مرا دعوت می كنی كه روگردان بشوم از كسی كه در غدیر خم پیغمبر فرمود: من كنت مولا فهذا علیّ مولاه

تو می دانی به چه چیز مرا دعوت می كنی؟ دعوت می كنی روگردان بشوم از كسی كه پیغمبر خدا فرمود: علی منّی و انا من علی

می دانی تو مرا به چه چیز دعوت می كنی؟ دعوت می كنی به اینكه روگردان بشوم از كسی كه پیامبر در مورد او فرمود كه: علی منّی بمنزلة هارون من موسی

یك یك مناقب امیرالمؤمنین را می شمرد آخرش نوشت ، بالاخره تو مرا دعوت می كنی كه ریسمان ایمان را از گردن بیرون بیندازم و با تو جفت بشوم آیا همچین چیزی ممكن است؟

این جواب را برای معاویه نوشت اما بالاخره حیله گری معاویه او را به سمت خود كشاند و رفت دست راست و چپ معاویه شد. دنیا اینجور است. كسی كه مدح كننده امیرالمؤمنین است. یك مرتبه می شود مخلص و خالص دشمن او ، دنیا این جوری است. پس باید خیلی به خود ترسید و لرزید كه مبادا دنیا به جایی برسد كه راه انسان مثل عمر و عاص كج شود

( به نقل از كتاب ایینه صدق و صفا، رضا استادی، ص 137- 138)

کتاب ترجمه خطبه پیامبر در غدیر خم ، از جانبآیت الله حسن میلانی (نویسنده کتابسراب عرفان که برگشتنم از طریقت گمراه کننده عرفان رو خدا از راه ایشون عنایت کرد) به عنوان هدیه بهم داده شد ، در پشت جلدش نوشته بود :

قال رسول الله فی یوم الغدیر : فلیبلغ حاضرکم غائبکم الی یوم القیامة
بایستی حاضران به غایبان تا روز قیامت ابلاغ کنند (این خطبه رو)

خلاصه این خطبه خیلی اهمیت داره و مهمه ،خوشبختانه امروز با خبر شدم که سایت خطابه غدیر راه افتاده و نرم افزار موبایلش رو هم گذاشته برای دانلود
شما میتونین از اینجا مستقیما دانلودش کنین.

لینکهای امروز :

آب گوارا
آموزش كفن كردن، عملی!
قرآن برتر است یا عترت؟
لباست را به شیطان می فروشی؟
درخواست امام زمان برای دیدار با احمدی‌نژاد!
بیانیه‌ی خون‌بار جمعی از گوسفندان مقیم مرکز (طنز)
دانشمندان مسلمان و کارهایی که در علوم کردند (لاتین)(وقتی خوندم مخم سوت کشید ، میدونستم دانشمندان بزرگی داشتیم اما نه اینقدر بزرگ)
آیة الله سیستانی : منزل من در چند قدمی بارگاه امام اول شیعیان است ولی متاسفانه 12 سال است كه نتوانسته‌ام برای زیارت این بارگاه از منزل خارج شوم

   


نظرات()   
پنجشنبه 29 آذر 1386  09:12 ق.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: نعمت ولایت ،

امروز روز عرفه است ، چیزی برای عرض نیست فقط یک حدیث رو که به کرّات از آقای میلانی شنیدم ، براتون نقل میکنم.

نقل شده که امام حسین علیه السلام فرمود :
أیها الناس ان الله جل ذكره ما خلق العباد إلا لیعرفوه فإذا عرفوه عبدوه فإذا عبدوه أستغنوا بعبادته عن عبادة من سواه
فقال له رجل: یابن رسول الله بأبی أنت وأمى فما معرفة الله ؟ قال معرفة أهل كل زمان إمامهم الذی یجب علیهم طاعته.

(علل الشرایع صدوق ج1 ب9 ح1 / بحار، ج 5 ص 312 / تفسیر صافی ج 2 ص 611)

ای مردم! خدا _که یادش عظیم القدر است_ بندگان را نیافرید مگر برای اینکه او را بشناسند ،
پس هنگامی که او را شناختند ، عبادتش کنند ،
و هنگامی خدا را شناختند ، با عبادت او ، از عبادت غیر او بی نیاز شوند.

پس مردی به امام حسین علیه السلام عرض کرد : ای پسر رسول خدا ، « شناخت خدا » چیست ؟

فرمود : شناخت مردم هر زمان نسبت به امامی که اطاعتش بر آنها واجب شده.

گفتم آقای میلانی ، یاد یه حدیث دیگه از ایشون راجع به معرفت امام افتادم که ذکرش خالی از لطف نیست :

الامام علم بین اللّه عزوجل وبین خلقه، فمن عرفه كان مؤمنا، ومن انكره كان كافرا

(البحار: 23 / 88 / 32)

امام ، نشانه ای بین خدا و مخلوقات خداست ، هر کس او را بشناسد مومن است و هر کس انکار کند کافر است.

تتمه : جای شما خالی بود در حرم امام رضا علیه السلام ، اینمیه عکس از گنبد بارگاه « نور خدا در ظلمات زمین » بجای سوغاتی!
سایز : 2400x1600 و حجم : ~600 کیلو

لینکهای امروز :

روز عرفه
نشانه های پایان
کشته شدگان ایدز شهیدند!
نقش یهود در وقایع تاریخ اسلام
آموزش زبان انگلیسی با تصویر خالی!
نحوه صحیح افزایش سرعت فایرفاکس
راز و نیاز فوتبالیست مسیحی در حرم
جستجو در فرهنگ دهخدا و معین و ...
پنجاه و هفت ایده برای وبلاگ نویسی بهتر
فرهاد اینبار بجای بیستون ، از چین سردرآورد!
دیدار علی دائی با آیت الله بهجت برای رفع طلسم سایپا
Latest Method to Cheat in Exam آخرین روشهای تقلب در امتحان! (تصویری)

   


نظرات()   
سه شنبه 20 آذر 1386  07:12 ق.ظ    ویرایش: سه شنبه 20 آذر 1386 12:12 ب.ظ
نوع مطلب: نعمت ولایت ،

لزوم توجه به این بحث در زمان ما :

معجزه ، عمومی ترین راه اثبات صدق ادعای کسی است که مدعی پیامبری یا امامت یا ... است و اما کرامت و خوارق عادات ، با وجودی که فضل ایمانی را برای دارنده آن اثبات نمیکند ، اما باعث گمراهی بسیاری از مردم ما شده که این امر باعث نوشتن این مطلب شد.

تعریف معجزه : در لغت یعنی ناتوان کننده (اسم فاعل) اما در اصطلاح علمای کلام ، به کاری گفته میشود که 7 شرط زیر را داشته باشد :

1. خرق عادت : یعنی فرآیند وقوع آن با نظام عادی جهان همخوانی ندارد.

البته نباید از این نكته غفلت ورزید كه بین «خرق عادت» و «امتناع عقلی» تفاوت است.
می دانیم كه عقل با تأمل در ماهیت برخی از امور، به امتناع آن حكم می كند و وقوع آن را محال می شمارد؛ برای مثال،«اجتماع نقیضین» یا «تقدم وجود معلول بر وجود علت» در نزد عقل محال شمرده می شود.
بسیاری از فیلسوفان و متكلمان بر این اعتقادند كه محالات عقلی از حوزه قدرت الهی بیرون اند ، یعنی اساساً قابلیت وجود یافتن ندارند.
اما حادثه «خارق العاده» حادثه ای است كه، فی حد نفسه، ممكن الوقوع است، اما از طریق اسباب و علل عادی محقق نمی شود.
برای نمونه، عقل هیچ یك از معجزاتی مانند«شكافته شدن دریا» یا «شفا یافتن بیمار» بدون استفاده از دارو یا درمانهای خاص پزشكی یا «دو نیم شدن(انشقاق) ماه» را ممتنع نمی داند،
بلكه این حوادث صرفاً با روال عادی و معمول حوادث طبیعی ناسازگارند و از این رو، تنها باید به خارق العاده بودن آنها گردن نهاد.

2. ادعا : معجزه با ادعای پیامبری ، امامت و ... از سوی شخصی كه آن را اظهار می دارد ، همراه است.
با این ویژگی، كرامات اولیاء از تعریف معجزه خارج می شود.

3. تحدی : مقصود از تحدی آن است كه شخص مدعی ، از طریق اظهار معجزه، مخالفان خود را به مقابله و مبارزه دعوت كند و از آنان بخواهد كه امری همانند با آنچه او آورده است، بیاورند.

به اعتقاد برخی از متكلمان، این شرط شامل دو امر است:
الف) دعوت مخالفان به مبارزه و آوردن مثل آن چیزی كه به عنوان معجزه و برای اثبات صدق مدعای خویش ارائه داده است.
ب) ناتوان ساختن مخالفان از آوردن مثل آنچه كه او آورده است.
به این ترتیب، ویژگی سوم آن چیزی است كه وجه نام گذاری «معجزه» را روشن می سازد.
شایان ذكر است كه تصریح زبانی پیامبر به تحدی ضرورتی ندارد ، بلكه دلالت شواهد و قراین كفایت می كند.

4. مطابقت با قصد و ادعا : معجزه باید با قصد و ادعای شخصی كه مدعی آوردن معجزه است، هماهنگ باشد.

مثلا مسیلمه در زمان نبی اکرم ادعای پیامبری کرد ، به او گفته شد : محمد صلی الله علیه و آله ، فردی را که یک چشمش کور بود دعا فرمودند سالم شد و آب دهان در چاه کم آب انداختند و پر آب شد ، تو هم که مدعی پیامبری هستی چنین کن ، برای اعور (یک چشم)ی دعا کرد ، کور شد! و آب دهان در چاه کم آبی انداخت خشک شد!
هر چند در اینجا نیز خرق عادت شد اما مطابق با ادعا (ی من هم شفا میدهم) نبود.

5. قابل تعلیم و تعلم نباشد : معجزه كاری است كه قدرت انجام آن از طریق آموختن (تعلیم و تعلم) و تمرین حاصل نمی شود، برخلاف اموری مانند سحر و جادو و و کارهای مرتبط با علوم غریبه و تسخیر جن و طلسمات و كارهایی که از طریق ریاضت های عرفانی و سختی کشیدن ، قابل اكتساب است.

6. قابل معارضه نباشد : این قید بیانگر تفاوت معجزه با اموری مانند سحر و شعبده بازی و كارهای ناشی از ریاضت های عرفانی است ، چرا كه این امور هر چند خارق العاده اند ، ولی قابل معارضه اند ، زیرا چه بسا عمل یك ساحر یا شعبده باز یا مرتاض از سوی هم صنفان خود خنثی می شود.

برای مثال، مرتاضی از طریق تأثیر خارق العاده ی خود قطاری را متوقف می كند ، اما مرتاض دیگری ، كه از همان مرتبه ریاضت (یا بالاتر) برخوردار است ، عمل او را خنثی می كند و قطار را به حركت می اندازد.
بنابراین، ویژگی دیگر معجزه آن است كه امری ما فوق بشری است و دیگران قادر به خنثی كردن اثر آن یا انجام كاری مشابه آن نیستند.

7. الهی بودن گزاره : گزاره ادعا شده باید مرتبط با خدا یا معاد باشد نه یک گزاره علمی و ... .

آقای سبحانی در منشور عقائد امامیه میفرماید : « میان معجزه و صدق دعوی نبوت ، رابطه ی منطقی برقرار است . زیرا اگر آورنده معجزه در ادعای خود راستگو باشد ، طبعاً مطلب ثابت می شود ; و اگر فرض كنیم در ادعای خود دروغگوست باشد بر خداوند حكیم ، كه به هدایت بندگان خود علاقمند می باشد ، شایسته نیست كه چنین قدرتی را در اختیار او قرار دهد . چون مردم با مشاهده این قدرت خارق العاده به او ایمان می آورند و به سخنان او عمل می كنند . در نتیجه هرگاه او در ادعای خود دروغگو باشد ، آنان را گمراه می كند ، و این امر با عدل و حكمت الهی منافات دارد . این مسئله یكی از متفرعات قاعده حسن و قبح عقلی است. »
کما اینکه در مورد مثال مسیلمه کذاب (مورد شماره 4 از شروط معجزه بودن یک فعل در سطور بالا) دیده میشود.

تا اینجا تعریف دقیق معجزه گفته شد ، از این به بعد فقط به مادون معجزه مثل : کرامت و کهانت و کارهای مرتبط با علوم غریبه پرداخته میشود.

امور خارق العاده ی باقیمانده (تصرفات در طبیعت و حتی مستجاب الدعوة بودن) را نیز ، گذشته از اسامی فوق ، به دو دسته کلی تقسیم میکنیم :

1- اموری که طرف از اول به قصد بدست آوردن این خوارق عادات ، اعمال خاصی را مانند ریاضتهای عرفانی نامشروع یا غیر مخالف با شرع انجام داده و به این امور دست یافته که میتواند طی الارض کند یا تصرفاتی در طبیعت کند و ...
2- فرد از اول قصدش فقط و فقط عبادت خدا بوده و این عنایات بعدا به صورت «وهبی» به او داده شده.

معمولا به صرف اینکه کسی مسلمان و ظاهرالصلاح باشه ، اسم عمل خرق عادت _بدون توجه به اینکه از کدام 2 نوع فوق است_ «کرامت» نامیده میشود که این اشتباهه.

لذا اگر هر فرد ظاهر الصلاحی کرامتی دیدید و یا برای شما نقل کردند ( که در این حالت احتمال غلوّ از طرف ناقلهای دهان به دهان شدیدا بالا میرود ) ولو طرف را آیةالحق هم بنامند ، برایش موسسه ها بزنند و کنکره ها تشکیل دهند ، باز هم باید فکر کرد که :

الف) شما از کجا مطمئنید که طرف از اول دنبال اینها نبوده و بصورت وهبی به او داده شده ؟ (حالت 2 بالا)
ب) بفرض که طرف قصدش فقط و فقط از اول خدا بوده و اینها وهبی بوده (که امکانش هست اما اثباتش ممکن نیست) ، باز هم شما چه حجتی دارید که از او در افعال و اقوالش تبعیت کنید ؟
البته فقط افعال و اقوال مخالف متن صریح دین را نمیگویم (آنها که جای خود دارد) بلکه حتی مواردی که از معصوم بما نرسیده و فقط از بعض از این آیات حق نقل شده ، شما چه حجتی در تبعیت از آنها دارید ؟ آن هم در تمام اقوال و افعال.

خلاصه باید گفت که این مجاز است ای برادر نه حقیقت! ببینید.

اِخبار از غیب و طی الارض و ... کجا نشان آیةالحق بودن یک فرد است وقتی این امر به وفور از مرتاضین و شیطان پرستان نقل شده و حتی فیلمهایش نیز در اینترنت هست ؟

برای روشن شدن این انگارها در مورد طی الارض ، داستانی که صاحب کتاب قصص العلماء از عموی خود در صفحه 38 کتابش نقل کرده را به عنوان فصل الخطاب در اینجا می آوریم :

به زیارت امام ثامن علیه‏السلام مشرف شدم و چندی در آن بلده مباركه اقامت داشتم. پس درویشی كه معروف به طی‏الارض بود پیدا شد و من با آن درویش رفاقت انداختم. از آن پس از او خواهش نموده كه طی‏الارض را به من تعلیم كن. گفت: تو قابل نیستی. پس از اصرار بسیار گفت: اكنون كه طالب آنی و خود را قابل می‏دانی پس دو شرط را با تو می‏گویم عمل كن، از آن پس به تو طی‏ الارض را تعلیم می‏نمایم، شرط اول اینكه: این امامی كه مدفون در این مرقد است باید امام ندانی ! ، دوم اینكه: تا یك هفته نمازهای یومیه را باید ترك كنی ! گفتم: چنین كنم. پس آن درویش رفت و وقت نماز رسید، با خود گفتم كه: امام را امام دانستن امر باطنی است و آن درویش را خبر از باطن من نیست، در ظاهر می‏گویم كه او امام نیست و در باطن اعتقاد به امامت آن بزرگوار دارم. واما نماز، پس در خانه را می‏بندم و وضو می‏گیرم و نماز می‏كنم، و به درویش می‏گویم كه من نماز نكرده‏ام. پس درِ خانه را بستم و وضو ساختم و به نماز ایستادم. ناگاه دیدم درویش در نزد من حاضر شد به من گفت كه: من به تو گفتم كه تو قابل نیستی. پس برفت و او را دیگر ندیدم.

و برای اخبار از غیب هم یک داستان صوتی دیگر از آقای علیرضا پناهیان ، برای شما آماده شده است :

البته در مورد مرتاضین فیلمهای زیادی هم هست که یکی از آنها همین رامانا است که ویدئوهایش توی یوتیوب و ... فراوان هست مثلا این یکی : رامانا در تلویزیون آلمان

نکات دیگر :

1- برخی معجزه را خاص نبی میدانند و آنچه از ائمه صادر شده را کرامت می نامند که ولی این حصر صحیح نیست ، همانطور که در بعض احادیث (مثلا علل الشرایع باب100) بدان تصریح شده است.
البته اینکه معجزات بدون تحدی نبی ، در لسان بزرگان شیعه ، باز هم معجزه گفته شده نه کرامت ، شاید دلیلش آن باشد که تحدی لازم نیست زبانی باشد ، از سویی برخی محققین این امر قرینه ای دانسته اند بر اینکه بعض محققین لفظ «کرامت» را اختراع امثال صوفیه بدانند.
گفتم صوفیه ، یاد این مردک افتادم ، یکی دیگر از آیة الحق!!! های زمان ما ، حضرت ایشان میفرماید : « من حاضر نیستم کوچکترین معجزه ای برای این آت و آشغالها بکنم ، من برای چیز دیگر آمده ام. » ( آثارالحق ج1ص573گفتار1815)

2- معصومین تا مجبور شده اند معجزه نیاورده اند و قرار هم نیست کارها همیشه از طریق معجزه پیش برود ، قرآن مردمی را که از روی جهالت و ایذاء از نبی مکرم معجزه درخواست میکردند سرزنش میکند :
وَقَالُواْ لَوْلا أُنزِلَ عَلَیْهِ مَلَكٌ ؟ و گفتند چرا فرشته‏ای بر او نازل نشده است ؟ (انعام8)
وَقَالُواْ لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتَّی تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الأَرْضِ یَنبُوعًا و گفتند تا از زمین چشمه‏ای برای ما نجوشانی هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد (اسراء90)
أَن یَقُولُواْ لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَیْهِ كَنزٌ أَوْ جَاء مَعَهُ مَلَكٌ إِنَّمَا أَنتَ نَذِیرٌ می‏گویند چرا گنجی بر او فرو فرستاده نشده یا فرشته‏ای با او نیامده است تو فقط هشداردهنده‏ای (هود12)

3- مؤمن فقط می‌تواند از طریق دعا و خواهش از درگاه خدا به خواسته اش برسد و دعایش مستجاب شود گرچه خواسته او خلاف عادت باشد. و این عجز شرف مومن است. کما اینکه در بخش مربوط به امام صادق از احتجاجات طبرسی نقل شده که مرتاضی هندی به حضور امام صادق رسید و پس از مذاکره و مصاحبه و پذیرش اسلام ، توانایی های قبلی خود را از دست داد.

4- همانطور که گفته شد معجزه عمومیترین راه شناخت حجت خداست ، اما متکلمان راههای دیگری نیز برای این شناخت آنها ذکر کرده اند ؛ تصدیق حجج قبلی و ادله عقلی و ... .

تتمه :

1- شهادت امام جواد علیه السلام رو تسلیت عرض میکنم. در اینجا هم چند نمونه از فضایل آن امام عزیز ذکر شده.
در این مطلب راجع به معجزه گفتیم ، مناسب است چند نمونه از معجزات نقل شده از امام جواد علیه السلام را هم اینجا ببینید.
امام جواد علیه السلام در سن 25 سالگی شهید شدند ، آنوقت عده ای تصویر ایشان را با محاسنی سفید! بر دیوارهایشان نصب میکنند. گذشته از اینکه اصل این عمل از نظر فقهی «کذب عملی» است از جمله بدعتها نیز میتواند باشد.
2- نقل شده که حضرت رضا علیه السلام فرمودند : هر امامی بر گردن شیعیان و دوستان خود عهد و پیمانی دارد و به درستی که زیارت قبور امامان،از مصادیق وفای کامل و نیکو به این عهد میباشد. ( بحار الانوارج100ص116 )
انشاءالله شب جمعه عازم مشهد ابی الحسن الرضا هستم و دعاگوی همه شیعیان و محبین.
3- بدلیل کثرت اشتغالات دنیوی ، و اهتمام بنده در ننوشتن پست کم محتوا ، بروز شدن این بلاگ منظم نیست ، لذا در خبرنامه کنار وبلاگ ثبت نام کنید یا اینکه از طریق RSS از بروز شدن آلاء و ... مطلع شوید که ما شرمنده نشویم.

لینکهای امروز :

حالنامه : بیا گردو بخور! (طنز)
انواع بی مزه بازی های مرسوم
تصاویری از چند سوپر تاکسی !!!
sms و اینترنت در كره جنوبی مجانی است
برداشتهای سینمایی از حكایت زاغ و روباه
ده جمله قصار از شهید سید حسن مدرس
پیشنهاد ازدواج موقت برای پیشگیری از ایدز
روزانه های یه بنده خدایی و متعه اش! (طنز)
چگونه ثروت به رشد فقر در دنیا کمک می‌کند ؟
نفوذ انرژی هسته ای تا اعماق دبستانها! (تصویر)
نقدی بر اغماء : وسوسه تصویر یا تصویر وسوسه!
ناراحتی زن شماره دو تنیس جهان از وضعیت پوششی
پاسخ علمی آیةاللّه سبحانی به ادعای گستاخانه دکتر سلمان العوده
نشریه « عبرتهای عاشورا » هاکوپیان را افسار صهیونیزم بر گردن ملت خواند!
مستراح مقوله ای است شهودی و دست یابی به ذات آن امری است لاممکن
یادش بخیر دبستان ، خیلی یادش بخیر ؛ چه ادبیات شیرینی داشت ، و چقدر سخت بود ریاضیاش
سخنان یک نماینده جاهل : اگر كابینه امام حسین ع هم از آن معیارهایی كه در قانون اساسی آمده عدول كند ، استیضاحش میکنم!
آقای قرائتی فرمودن که : «زن و نماز یک خاصیت دارند. هر دو آنها از فحشا و منکر جلوگیری می‌کنند» همچنین ایشون در نتیجه مذاکره با ملائکه محاسب خدا فرمودن که : « اگر کسی زود ازدواج کند، 60 درصد ایمان خود را حفظ کرده است» !!! البته از حق نگذریم ؛ در باب ازدواج موقت حرفهای خوبی زدن.

   


نظرات()   
چهارشنبه 30 آبان 1386  12:11 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: نعمت ولایت ،

خواهم تن شکسته سپارم به ارض طوس   گردد چو خاک ، خاک ِ در ِبوالحسن شود
آن را که شوق کعبه ی کویت زجا برد   هر قطره ای در آبله ، دُرّ عدن شود
فردا دهم به طره ی حورانش ارمغان   گردی کز کوی تو عطر کفن شود

هفته پیش ولادت حضرت معصومه بود و فردا میلاد ثامن الحجج علیهمالسلام ، که انشاءالله بر همه مبارک باشه.
2 حدیث از این دو بزرگوار ذکر میکنم به امید زنده شدن قلوب ما مرده دلان وادی حرمان.

از حضرت معصومه سلام الله علیها ، روایت شده که از جدش پیامبر صلوات الله علیه نقل فرموده اند که :

« ألا من مات علی حب آل محمد مات شهیداً »
آگاه باشید ، هرکه بر حب آل محمد بمیرد ، شهید از دنیا رفته است.

عوالم العلوم ج21ص354

و اما حدیثی که از امام رضا علیه السلام هست : (سند صحیح)

« مَن لم یقدر علی ما یُكَفِّر به ذنوبه فلیكثر من الصلاة علی محمّد وآله، فانّها تهدم الذنوب هداماً »
کسی که قادر بر عملی نیست که گناهانش را بپوشاند ، پس باید زیاد کند صلوات بر محمد و آل او را ، پس مسلما آن (کار) گناهان را نابود میکند.

صدوق در الأمالی ص68 مجلس17 ح 444 و رواه فی عیون اخبار الرضا علیه السَّلام ج 1 ص 294 باب 28 ح 28 و مجلسی در بحار ج 94، 47، ح 2 و ج 94 ص 63 ح 52

داریم که هر که مشغول گناهیه ، در اون حال ایمان ازش سلب میشه ، صلوات که تاکیدیست بر تجدید موالات و دوستی با آنها ، چنین اثری ازش دور از ذهن نیست.
و البته اینجا یک شرط خیلی مهم هست برای اینکه این صلوات و اظهار دوستی ، باعث اون آمرزش عظیم و باورنکردنی بشه :

محبت و دوست داشتن اونها ، طوری که اونا میخوان ، نه طوری که ما میخوایم !

نه اونطوری که ما اسمش رو میزاریم محبت و دوست داشتن و بعضا کلمه خنده دار "عاشقی" !

حاشیه :
1- حدیثی مشابه حدیث مذکور از حضرت معصومه سلام الله علیها ، از زمخشری یا همون جار الله !!! (= همسایه خدا ، یه خونه پایین تر!) که از علمای بی نظیر اهل سنته ، نیز در کامنتها درج میکنم که البته تفصیل بیشتری هم داره.
2- بدلیل کثرت اشتغالات ، کمی دیر به دیر ، بروز میشیم! بجای یه هفته ، هر ده روز یک بار.
3- انشاءالله پست بعدی ، در مورد محاسبه دقیق اوقات شرعی خواهد بود و بعدیش هم پستی با عنوان « معجزه ، کرامت ، کهانت » ، منتظر باشید!


لینکهای امروز :

هتل سگتون! (گل آقا)
در موقع چت عریان نشوید!
سید محمد خاتمی فوت کرد
عکس ماهوارهای از جوجه ها!
ترجمه فمینیستی از قرآن کریم
نگاهی به اندیشه دینی مولوی
XP مهمترین چالش ویندوز ویستا !!!
اعتراض دلفین ها (سایت پدر مهربان)
ده مولد کد برای وردپرس دار ها (لاتین)
نقد هایی به برگزاری انتخابات ماشینی!
انتشار CD سخنرانی امام زمان! در بیرجند
5 نکته تخصصی برای افزایش بازدید كنندگان وبلاگ
تصویر كلمه جلاله الله بر گوش چپ نوزاد فلسطینی
آیا از علمای شیعه کسی بوده است که سنی شده باشد؟
پنج دلیل اصلی هک وبلاگهای فارسی (نویسنده:مدیر بلاگفا)
پمادی برای رفع گناه و اخذ وام (دیوانه ای دیگر و کاسبیش با دین)
یک ایده جالب برای طراحان ایرانی : سایت دعا ، ثبت نام کنید و برای هم دعا کنید
لایجلیهالوقتهاالاهو : تحصن یگ گروه روسی در غار برای انتظار قیامت در سال 2008 !!!

   


نظرات()   
چهارشنبه 16 آبان 1386  06:11 ق.ظ    ویرایش: شنبه 1 دی 1386 11:12 ق.ظ
نوع مطلب: نعمت ولایت ،

یَا أَهْلَ الْكِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِی دِینِكُمْ وَلاَ تَقُولُواْ عَلَی اللّهِ إِلاَّ الْحَقِّ ﴿نساء/171﴾

« غلوّ و تقصیر » دو خطا برای کسانیه که با معصومین سر و کار دارند وجود دارد ، که با وجود متضاد بودن با هم ، نتیجه واحدی دارن ؛ خروج از محیط تبعیت و اقتدای به معصومین
غلو به معنای از حد گذراندن و تقصیر به معنای کوتاه و کم کردن.

تعریف غلوّ

در مورد انبیاء : اعتقاد به الوهیت یا {«شراکت یا وحدت» در «علم یا قدرت یا ربانیت یا ...»} یا اعتقاد به حلول خدا در آنان
و در مورد امام : موارد فوق + اعتقاد به نبوت امام

نکاتی در باره غلوّ و تقصیر

> کتب اهل سنت خصوصا صحیحترینش! (از امام! بخاری) منبع احادیث «تقصیر» هست خصوصا از ام المومنین عایشه. (برای نمونه از همان اول جلد 1 کتاب بخاری در باب وضوء که نوشته نبی ایستاده ... ، بگیرید تا آخرش)
> غالیان نه فقط در عصر غیبت و نه از آغاز پیدایش اسلام بلکه از زمان پیامبران قبل بوده اند و مثلا مسیحیان عیسی را و یهودیان عُزیر را پسر خدا میدونستن ، در صدر اسلام هم بعضا حضوری خدمت معصوم میرسیده و غلوّ خود را بیان میکردند!
مثلا روایت شده که مردی پیش رسول الله صلی الله علیه و آله ، آمد و عرض کرد «السلام علیک یا ربی»!!! پیامبر به او فرمود : «مالک؟ لعنک الله! ربی و ربک الله...» چت شده ، خدا لعنتت کنه! پروردگار من و تو الله است. (بحار ج25 ص297)
آنان کم کم پیشرفت کردند طوری که در زمان امام عسکری علیه السلام ، غلوّشان آنقدر شاخ و برگ پیدا کرده بود که واجبات را سقط و حرام را حلال و نکاح با محارم را مباح(:جایز) میدانستند. (حیات الشخصیه عند اهل البیت/11)
که این مطلب تاکیدیست بر نکته مشترک غالیان و مقصرین.
> نکته مشترک دو گروه خطاکار فوق این است که نمیخواهند از معصومین تبعیت کنند ؛
گروه اول (غالین) با بالا بردن آنان و آنان را از جنس بشر ندانستن و در نتیجه لایق پیروی ندانستن
گروه دوم (مقصرین) نیز میگویند او با ما فرق چندانی ندارد پس چرا ازش پیروی کنیم.
> در احادیث ، دو گروه مذمت شده اند اما در حدیثی از پیامبر (بحار الأنوار 25/295) غالی بدتر از مقصر دونسته شده... و از نظر فقهی هم برخی از مراتب پایین «تقصیر» که به علت کامل نبودن معرفت فرده ، احکامی مانند غلوّ کننده ها نداره.

کیفیت مواجهه با غلو در سنت معصوم

1- تاکید بر عبد و بنده بودن (اجعلونا مخلوقین / لا ترفعونی فوق حقی فإن الله تبارك وتعالی اتخذنی عبدًا قبل أن یتخذنی نبیا)
2- تاکید بشر بودن و حالات و نیازهای بشری داشتن (کما اینکه در آیه 75 مائده داریم)
3- لعن و طرد و بیزاری جستن از قائل به غلوّ

عوامل غلو

1- عدم معرفت یا معرفت ناقص (إن لم تعرفنی حجتک ضللت عن دینی)
2- مصلحت غالی : با وجودی که امام غالی رو نهی میکرد اما اون ادامه میداد ، علاوه بر عوامل فوق ، گاهی این امر به دلیل مصلحتی مادی یا شهرت یا ریاست یا اباحه گری و مخالفت با شرع!
که مورد 1 از دوستداران (محب غال) و مورد 2 از دشمنان حکایت داره.

حدیثی که در ادامه میاد در باب دشمنی اعداء اهل بیت و وارد کردن غلو در دین توسط اونهاست که حاوی مضامینی عالیست : (سند صحیح)

عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ أَبِی مَحْمُودٍ قَالَ : قُلْتُ لِلرِّضَا علیه السلام : یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنَّ عِنْدَنَا أَخْبَاراً فِی فَضَائِلِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام وَ فَضْلِكُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ هِیَ مِنْ رِوَایَةِ مُخَالِفِیكُمْ وَ لا نَعْرِفُ مِثْلَهَا عِنْدَكُمْ أَفَنَدِینُ بِهَا ؟
فَقَالَ : یَا ابْنَ أَبِی مَحْمُودٍ ، لَقَدْ أَخْبَرَنِی أَبِی ، عَنْ أَبِیهِ ، عَنْ جَدِّهِ علیه السلام أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وآله قَالَ : مَنْ أَصْغَی إِلَی نَاطِقٍ فَقَدْ عَبَدَهُ ، فَإِنْ كَانَ النَّاطِقُ عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَدْ عَبَدَ اللَّهَ ، وَ إِنْ كَانَ النَّاطِقُ عَنْ إِبْلِیسَ فَقَدْ عَبَدَ إِبْلِیسَ.
ثُمَّ قَالَ الرِّضَا [علیه السلام]:
یَا ابْنَ أَبِی مَحْمُودٍ إِنَّ مُخَالِفِینَا وَضَعُوا أَخْبَاراً فِی فَضَائِلِنَا وَ جَعَلُوهَا عَلَی ثَلَاثَةِ أَقْسَامٍ :
أَحَدُهَا الْغُلُوُّ ، وَثَانِیهَا التَّقْصِیرُ فِی أَمْرِنَا ، وَثَالِثُهَا التَّصْرِیحُ بِمَثَالِبِ أَعْدَائِنَا
فَإِذَا سَمِعَ النَّاسُ الْغُلُوَّ فِینَا ؛ كَفَّرُوا شِیعَتَنَا وَنَسَبُوهُمْ إِلَی الْقَوْلِ بِرُبُوبِیَّتِنَا
وَ إِذَا سَمِعُوا التَّقْصِیرَ ؛ اعْتَقَدُوهُ فِینَا
وَ إِذَا سَمِعُوا مَثَالِبَ أَعْدَائِنَا بِأَسْمَائِهِمْ ؛ ثَلَبُونَا بِأَسْمَائِنَا وَقَدْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ {
  وَلا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ }
یَا ابْنَ أَبِی مَحْمُودٍ ، إِذَا أَخَذَ النَّاسُ یَمِیناً وَ شِمَالاً فَالْزَمْ طَرِیقَتَنَا فَإِنَّهُ مَنْ لَزِمَنَا لَزِمْنَاهُ وَ مَنْ فَارَقَنَا فَارَقْنَاهُ ، إِنَّ أَدْنَی مَا یُخْرِجُ الرَّجُلَ مِنَ الإِیمَانِ أَنْ یَقُولَ لِلْحَصَاةِ هَذِهِ نَوَاةٌ ثُمَّ یَدِینُ بِذَلِكَ وَیَبْرَأُ مِمَّنْ خَالَفَهُ
یَا ابْنَ أَبِی مَحْمُودٍ احْفَظْ مَا حَدَّثْتُكَ بِهِ فَقَدْ جَمَعْتُ لَكَ فِیهِ خَیْرَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ.

أخبارالرضا 1/272 , بحار 26/239

... به امام رضا علیه السلام گفتم : یا بن رسول الله ، نزد ما اخباری از فضایل امام علی علیه السلام هست که از مخالفان شما شنیده ایم و مانند آن را از شما نشنیده ایم آیا به آن معتقد گردیم ؟
امام علیه السلام فرمود به نقل از رسول الله فرمودند : « هركس به سخنگویی گوش فرا دهد او را عبادت كرده است. اگر آن سخنگو از جانب خدا سخن میگفت، او خدا را عبادت كرده است و اگر از جانب ابلیس سخن میگفت ابلیس را عبادت كرده است. »
سپس فرمودند :
ای پسر ابی محمود ، مخالفان ما در شأن ما سه نوع خبر جعل کرده اند :
یکی اخبار غلو ، دوم اخبار تقصیر در کار ما ، سوم اخباری که تصریح دارند به بدگویی و دشنام دشمنان ما (از زبان ما اهل بیت)
تا هرگاه مردم اخبار غلو را بشنوند ، شیعیان ما را تکفیر کنند که اینها قائل بربوبیت امامان خود هستند
و هرگاه اخبار تقصیر را بشنوند به آن معتقد گردند (که آری امامان شیعه افرادی عادی بوده اند)
و هرگاه اخباری که زشتی و بدگویی دشمنان ما را می کند با ذکر اسامی آن ها ، به بدگویی علیه ما بپردازند.
در حالی که خداوند فرموده :
و آنهایی را كه جز خدا می‏خوانند دشنام مدهید كه آنان از روی دشمنی [و] به نادانی خدا را دشنام خواهند داد. ﴿انعام/108﴾
ای پسر ابی محمود ، زمانی که مردم چپ و راست را برمیگزینند پس تو به راه ما ملتزم باش ، پس هر که ملازم ما باشد ما هم ملازم او و هر که از ما جدا شود ما هم از او جدا میشویم.
کمترین چیزی که انسان را از ایمان خارج میکند اینست که به سنگریزه بگوید این هسته است و سپس به آن معتقد شود و از مخالف حرفش تبری جوید.
ای پسر ابی محمود ، آنچه را برایت گفتم حفظ كن و نگه دار ، زیرا خیر دنیا و آخرت را برایت در این گفتار گردآوری كردم.


جمله پر رنگ شده خیلی تامل برانگیزه ، پس وای به حال اونا که میگن «عرفان» همون «اسلام» هست و ...

خطرات و مضرات غلو و تقصیر

1- پایین آوردن عظمت خالق یا مقام معصوم
2- تکفیر شیعه در نظر اعداء اهل بیت (کما اینکه در حدیث امام رضا علیه السلام ذکر شد)

قبل از بیان بحث فقهی ، یه حدیث دیگه بگم که آمادگی!! پیدا کنین :

جاء عَنْ یَزِیدَ بْنِ عُمَرَ الشَّامِیِّ عَنِ الرِّضَا علیه السلام فِی حَدِیثٍ قَالَ : مَنْ زَعَمَ أَنَّ اللَّهَ یَفْعَلُ أَفْعَالَنَا ثُمَّ یُعَذِّبُنَا عَلَیْهَا فَقَدْ قَالَ بِالْجَبْرِ وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّ اللَّهَ فَوَّضَ أَمْرَ الْخَلْقِ وَ الرِّزْقِ إِلَی حُجَجِهِ فَقَدْ قَالَ بِالتَّفْوِیضِ وَ الْقَائِلُ بِالْجَبْرِ كَافِرٌ وَ الْقَائِلُ بِالتَّفْوِیضِ مُشْرِكٌ

وسائل ‏الشیعة 28/340

امام رضا علیه السلام فرمود : هرکس گمان برد خدا افعال ما را انجام میدهد سپس عذابمان میکند بر آن ، قائل به جبر شده و هر کس گمان کند امورات خلق و رزق آنها را به حجتش کاملا به عهده حجتش قرار داده ، قائل به تفویض شده و قائل به جبر ، کافر و قائل به تفویض مشرک است.

حکم و تعریف فقهی غلات

لب مطلب اینه که ؛ یکی از نجاسات ، کفار (لنکرانی:مشرکین) هستن و غلوّ کنندگان با شرایطی که در زیر می آید ، وارد این دسته میشوند.

آقای خویی و اراکی در عروه گفتن : «غلات نجسند» و هیچ حاشیه و استثنایی وارد نکرده اند.
لنکرانی در توضیح المسائل : «مسلمانانی كه مشرك شده باشند و حضرت علی(علیه السلام) را خدا بدانند یا یكی از ضروریات دین را انكار كنند به نحوی كه به انكار خدا و رسول خدا برگردد نجس می باشند.»
استفتایی از ایشان که در «جامع المسائل» درج شده :
سوال : آیا علیّ اللّهی ها كه طریق خاصی برای خود دارند پاكند؟ و ازدواج با آنان چه حكمی دارد؟
جواب : اگر حضرت امیر (علیه السلام) را العیاذ بالله ، خدا بدانند یا منكر معاد یا یكی از ضروریات دین مثل نماز و روزه باشند كافر و نجس هستند و ازدواج با آنان جایز نیست.
(جامع المسائل ج1 ص43)
آقای سیستانی در منهاج دارند که : «اگر غالی در غلوّش بحدی پیش برود که تعریف کافر بر او صدق کند نجسند»
و کافر را اینگونه تعریف کرده اند که : فرد جحد(=انکار)ی داشته باشد که موجب تکذیب برخی از ابلاغهای الهی نبی شود مثل معاد و سایر احکام فرعی ، لذا اگر جحدش به این برنگردد مثلا بسبب دور بودن از محیط مسلمین و جهلش به احکام دین باشد ، کافر نیست.»
و در توضیح المسائل «غلات یعنی آنهایی كه یكی از ائمه علیهم السلام را خدا خوانده یا بگویند خدا در او حلول كرده است نجسند»

لذا در دیدگاه فقهی اگه هر کی یه ضروری مذهب رو انکار کنه (مثلا یک غالی با غلوّش ، یگانگی یا ربوبیت خدا رو انکار کنه) با التفات به چیزی که میگه ، جزو دسته کفار محسوب میشه و ناپاکه.

در پایان جا داره که یادی هم بکنیم از مداح مشهور ، شهید! سید جواد ذاکر ، منبر بدون روضه نمیشه!!!
ایشون در رد بشرهای معمولی! که میگن فلان حرف درباره معصوم ، غلوّه ، سخن جالبی دارن که من قضاوت رو به شما واگذار میکنم :

 

البته مسلماً آقای ذاکر میدونستن که اگه فقها این عقیده رو غلوّ میدونن از معصوم علیه السلام بیّنه دارند طوری که میدونیم اگه الان معصوم عجل الله فرجه ، ظاهر بود ، همین را میگفت اما ، جالب اینجاست که غُلات زمان معصومین هم با وجود خطاب صریح معصوم ، باز هم دست از عقیدشون برنمیداشتن.

دو فایل سخنرانی مفید با موضوع غلوّ هم برای شما قابل دریافته :

گلچین سخنرانی شماره 1 از آیة الله سید علی میلانی (دام ظله) در شرح زیارت جامعه

کیفیت پایین ، 1.4 مگ کیفیت بالا ، 2.9 مگ

 

گلچین سخنرانی شماره 2 از آقای ... (که شخصا ضبط شده و در نت نیست)

کیفیت پایین ، 1 مگ کیفیت بالا ، 2 مگ


 

تتمه : بسیاری از تعاریف واژه های مرتبط با دین نیاز به شناخت دقیق دارن ، مثلا همین غلوّ ، دوستی میگفت « بعضیا فک میکنن غلوّ یعنی محبت بیش از حد ائمه طوری که باعث بشه که فرد ، مخالفین رو تکفیر کنه » ، این گروه انسانهایی منافق صفتن که میخوان دل همه رو بدست بیارن و همه چیزو ماستمالی کنن و از همین حرفهاشون میزان آشنایی با مبادی دین معلوم میشه.
انشاءالله اگه توفیق بده خدا ، در باب تنقیح سایر واژه ها دینی هم مطالبی اینجا نوشته میشه.

تذکر : مطالب این وبلاگ به هیچ وجه کپی پیستی نیس و اگر به خط فکری شما بخوره ارزش خوندن داره. مثلا همین مطلب غلوّ از ده ها منبع عربی و چند منبع فارسی استخراج شده.

لینکهای امروز

كیف هسته‌ای!
طوق زرین خدمت
عکسهای دردآوری از ...
ده ایمیل مفید و کاربردی
زندگی سیاسی شیخ بهایی
*سیری در آفاق! مثنوی معنوی
تصاویری از کارهای احمقانه بشر
تشرف فرمانده آمریکایی به دین اسلام
بهداشت خواب برای شنیدن زنگ ساعت !
مصباح یزدی: بازرگان مانند دیگران خائن نبود!
چرا روزه احمدی نژاد 25 ساعت طول کشید ؟!!!
مستور ؛ سایتی جدید در مورد اما عصر عج الله فرجه
با من تماس بگیرید …. (خدمتی جدید و رایگان از ایرانسل)
آدامس بجوید تا کمتر گرسنه شوید ، ازدواج کنید تا چاق شوید!
ترفندی برای تست كامل گوشیهای سونی اریكسون قبل از خرید
تیترهای طنز درباره ادعاهای کشورهای ترکیه و .. درباره مولوی (تیتریکاریکاتور)
توزیع شربت تریاک تا پایان امسال و دستگاه خودپرداز سرنگ و کاندوم در کشور
به عالمی نفروشیم مویی از سر دوست : یک تارموی چگوارا 120 هزار دلار فروخته شد
چهره‌پردازی مسلمانان در سینمای هالیوود و ارتباط هالیوود و صهیونیسم در گفت‌وگو با یك‌هالیوودی ایرانی
زندگی پائولوکوییلو (مصرف مواد مخدر و توهم زا بمدت 5 سال + اعتیاد به مشروبات الکلی + 9 بار بستری شدن در بیمارستان روانی + ...)
امام جمعه زاهدان در مورد مصاحبه تلویزیونی دکتر عصام العماد (برادر سنی که بتازگی شیعه شده) ادعاهایی کرده و آیة الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی دعوتش کرده به مناظره جالب تر اینکه ، طرف مناظره رو رد کرده و گفته بیا مباهله! اماسید قزوینی هم در پاسخی منطقی گفته طبق سیره نبی صلی الله علیه و آله ، (آیه 61 سوره آل عمران) مباهله ، مال بعد از به بن بست رسیدن مناظره ست.

   


نظرات()   
جمعه 16 شهریور 1386  04:09 ق.ظ    ویرایش: شنبه 17 شهریور 1386 01:09 ب.ظ
نوع مطلب: نعمت ولایت ،

ابن أبی یعفور قال قلت لأبی عبد الله إنی أخالط الناس فیكثر عجبی من أقوام لا یتولونكم و یتولون فلانا و فلانا لهم أمانة و صدق و وفاء و أقوام یتولونكم لیس لهم تلك الأمانة و لا الوفاء و لا الصدق.
قال فاستوى أبو عبد الله جالسا و أقبل علیّ كالغضبان ثم قال لا دین لمن دان بولایة إمام جائر لیس من الله، و لا عتب على من دان بولایة إمام عدل من الله،
قال قلت لا دین لأولئك و لا عتب على هؤلاء ؟
فقال نعم لا دین لأولئك و لا عتب على هؤلاء، ثم قال أ ما تسمع لقول الله « اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ»
یخرجهم من ظلمات الذنوب إلى نور التوبة و المغفرة لولایتهم كل إمام عادل من الله...

تفسیرالعیاشی ج1ص138 و جلد 65 و 69 بحارالانوار

به امام صادق علیه السلام عرض کردم من در روابطی که با مردم دارم ، از گروهی که ولایت شما را ندارند و ولایت فلان و فلان را قبول دارند ، تعجبم زیاد شده است که اهل امانت و صدق و وفاء هستند و گروهی که شما را مولای خود میدانند اینگونه امانت و صدق و وفا ندارند.

امام با حالتی مانند عصبانیت رو به من کرد و فرمود : « كسى كه به ولایت و حكومت حاكم ستمگرى كه از جانب خداوند نیست تن دردهد دین ندارد و هیچ مؤاخذه و ایرادى نیست بر كسى كه به ولایت و حكومت پیشواى عادل كه خدا او را مقرر فرموده است گردن نهد.»

عرض کردم : اولی دین ندارد و دومی ایراد ندارد ؟!!!

فرمود : بله ، گروه اول « دین » ندارد و هیچ عتاب و ایرادی بر گروه دوم نیست.
سپس فرمود : آیا قول خدا را نشنیدی ؛ « خداوند متولى كسانى است كه ایمان آورده اند آنها را از تاریكی ها خارج كرده به سوى نور مى كشاند » یعنى از ظلمات گناه خارج و به نور توبه مى رساند.

در زیارت جامعه هم میخوانیم که :

بموالاتكم ... اصلح (الله) ما كان فسد من دنیانا
خدا به واسطه دوستی شما ، آنچه از فساد در دنیای ما بود اصلاح کرد.

خدا توفیق بده که من و شما جزء دسته دوم باشیم.

حدیث دیگری هم هست که بسیار امیدبخش است :

إِذَا أَخَذَ النَّاسُ یَمِیناً وَ شِمَالاً فَالْزَمْ طَرِیقَتَنَا فَإِنَّهُ مَنْ لَزِمَنَا لَزِمْنَاهُ وَ مَنْ فَارَقَنَا فَارَقْنَاهُ

عیون اخبار الرضا علیه السلام ج1ص272 و ج26بحار

زمانی که مردم چپ و راست (راه های غیر مستقیم) را اختیار کردند بر تو باد التزام داشتن و عمل به طریقه ای که ما در پیش گرفتیم.
ما با کسی هستیم که با ما همراهی میکند و مانند طریقه ما رفتار میکند و جداییم از کسی که از ما جدا است.

لازم به ذکر است که با آنان ملازم بودن و ولایت آنان را داشتن در احادیث دیگر ذکر شده و تنها اقرار زبانی نیست.

انشاءالله فرصتی پیدا بشه روایت دوم به طور کامل ، همراه با یک بحث راجع به غلوّ ، تقدیم میشه.
(موضوع متن کامل حدیث دوم طرد اخباریست که فقط از طرف مخالفین ائمه در مدح ائمه هدی علیهم السلام وارد شده)
خصوصا اینکه امام در آخر روایت میفرمایند : مطلبی که به تو گفتم حفظ کن که خیر دنیا و آخرت را در آن برای تو جمع کرده ام.

حاشیه :

پیشاپیش فرا رسیدن ماه رمضان ، ماه نزول قرآن ، رو تبریک میگم.
یه قرآن با ترجمه فارسی و خطی بسیار زیبا و ... برای موبایل پیدا کردم که حتما برای ماه رمضان به کارتون میاد.
اما بهتر دیدم که اونو در پست « جستجو در قرآن » اضافه کنم ، حتما ببینین.

لینکهای امروز :

پروفسور وان‌در‌هوو هلندی پس از سه سال تحقیقات : کلمه «الله» بیماران را درمان می‌کند حتی بیماران غیر مسلمان و غیرآشنا به عربی...

این متنی از کتاب آیات شیطانی از سلمان رشدی نیست! این تکه از مکالمات فاش نشده خداوند و عزرائیل هم نیست! این ...

عارفان اسرائیلی : هربار احمدی نژاد از نابودی اسرائیل سخن گفته، در ایران زلزله آمده است!

مقام رهبری، فاطمه رجبی را از ادامه رویه خویش"منع شرعی" کردند.

   


نظرات()   
جمعه 5 مرداد 1386  07:07 ق.ظ    ویرایش: جمعه 5 مرداد 1386 07:07 ق.ظ
نوع مطلب: نعمت ولایت ،

... من از عیسی افضلم چون وقتی مادر عیسی خواست او را به دنیا بیاورد ، در عبادتگاه بود. خداوند به او فرمود که از معبد خارج شو ! ( و به دنیا آوردن فرزند در معبد روا نیست! )
اما وقتی مادر من در کنار خانه ی کعبه درد داشت ، خداوند دیوار کعبه را شکافت و من درون خانه ی خدا به دنیا آمدم
...

میگن « الفضل ما شهدت به الأعداء » فضیلت اونه که حتی دشمن هم بهش معترفه.

میلاد امیر المومنین در کعبه هم مصداق این سخنه ، علامه امنینی در الغدیر میفرمان :

احمد بن عبد الرحیم الدهلوی پدر عبد العزیز الدهلوی که یکی از تالیفاتش کتابیست بنام «التحفة الاثنى عشریة فی الرّد على الشیعة» در کتاب «إزالة الخفاء» ش میگه :

« تواترت الأخبار إن فاطمة بنت أسد ولدت أمیرالمؤمنین علیا فی جوف الكعبة فإنه ولد فی یوم الجمعة ثالث عشر من شهر رجب بعد عام الفیل بثلثین سنة فی الكعبة ولم یولد فیها أحد سواه قبله ولا بعده »
« تعداد اخبار در این مورد به تواتر رسیده است که : فاطمه دختر اسد ، امیرالمؤمنین علی را در دل کعبه در روز جمعه 13 رجب سال 60 عام الفیل به دنیا آورد و هیچ احدی بجز او قبل و بعد از آن ، در کعبه متولد نشده است »

بقول بعضیها! حاشیه التحریر :

1 - پیامبر فرمود : « انا و علی ابوا هذه الامة » علیهما السلام لذا روز پدر مبارک !!!
2 - الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمومنین علی علیه السلام
نعمت ولایت کم نعمتی نیست بلکه نعمت بواسطه آن عظیم شده (بموالاتکم عظمت النعمة) ، غافل نباشیم که شیطان فقط سر این راه نشسته.( لاقعدن لهم صراصک المستقیم )
3 - خدایا ما را با دادن محبت مولود کعبه تکریم کردی ، در ظهور موعود کعبه نیز تعجیل بفرما.

   


نظرات()   
پنجشنبه 14 تیر 1386  01:07 ب.ظ    ویرایش: جمعه 15 تیر 1386 12:07 ب.ظ
نوع مطلب: نعمت ولایت ،

ولادت چشمه کوثر، دخت رحمة للعالمین، کفو امیرالمؤمنین، مادر ولایت، حضرت فاطمه زهرا بر همه دوستداران ایشون مبارک.

اینکه روزتولد حضرت صدیقه را روز زن قرار داده اند، برای خانم ها هم افتخار است هم مسؤولیت.
ایشان نه فقط سرمشق و الگوی زنان بلکه اسوه همه انسانهای راستین است، از حضرت حجت (عج الله فرجه) نیز داریم که :
« و فی ابنة رسول اللَّه لی أسوة حسنة ؛ دختر رسول خدا برای من سرمشق و اسوه ای نیکوست » (الغیبة، طوسی، ص 286)


هدیه روز ولادت :

کتابی درباره حضرت صدیقه ،

از محقق والاقدر علامه امینی (مولف الغدیر)


(حجم:88کیلو)


پاورقی :
در باب حدیث فوق ، ممکنه منظور حضرت این باشه که همانطور که سكوت مسلمانان در مقابل ظلم دشمنان به حضرت زهرا سلام الله علیها ، سبب نشد ایشان از دعا بری مسلمانان دست بكشند، بلكه دیگران را بر خود مقدم میداشتند، من نیز این ظلمها و انكارها و کوتاهی ها را تحمل میكنم و از دلسوزی ودعا و راهنمایی و... بری شما چیزی فرو نمیگذارم.

   


نظرات()